زیتون مصباحینیا
عهد عتیق
ایستادن بیرون از زبان. همیشه در قرب زبان بودن و داخل در آن نشستن در درازمدت ثمری نخواهد داشت جز جمود (هرچهقدر هم که در آغاز خلّاق بوده باشید). هر از چند گاهی باید همهی دستورها و ساختارها را دور ریخت و شبیه یک مبتدی به زبان نگاه کرد. شبیه کسی که بلد نیست. حتا گاهی لازم است تمرین غلط...

چرا رمان خوب مینویسیم، اما شاهکار نه؟
بیستون ــ این در میانه بودن و در میانه نوشتن خود دلیل جا ماندن از قلهی شاهکارها نمیتواند باشد؟ پرهیز از ایستادن در منتهیالیه دو سمت، یکی ناباکوف و دیگری رماننویسان سرشناسی مثل مارکز، پرهیز از ایستادن در لبه، ایستادن در دو قدمی خطر. و البته که نوشتن چیزی نیست الّا خطر کردن. دید ریاضیوار بارنز (و نویسندهی امروز) به...

در کورسوی انزوا
بیستون بارو ــ گذشته از به گروگان رفتن معیشت، مطبوعات، صنعت نشر، موسیقی، گالریها، دانشگاهها، پارکها، سبک زندگی، همه چیز زیر یوغ یک صداست. ولی ما قبل از آن همدیگر را در مدیومها پیدا کرده بودیم. کافهها و جمعهای انتلکتوئلی دههی چهل و پنجاه جای خود را به وبلاگ و فیسبوک و توئیتر و اینستاگرام داده بودند. اما برخلاف دو...