بیستون
جیانگ فن
هان کانگ در سال ۱۹۷۰ در گوانگجو زاده شد، شهری در استانی در نزدیکی دماغهٔ شبهجزیرهٔ کره، با جمعیتی حدود ۶۰۰هزار نفر در آن دوران. پدرش، هان سونگ وون، رماننویسی برجسته و برندهٔ جوایز ادبی زیادی بود (در دههٔ گذشته هان نیز بسیاری از آن جوایز را برده است). هردو برادر هان نیز نویسندهاند. پدرش علاوه بر نویسندگی معلم بود و خانواده بهدلیل شغل او مرتب جابهجا میشد. هان در دورهٔ کودکی در پنج مدرسهٔ ابتدایی مختلف درس خواند، و نوعی ثبات را در کتابها جستجو میکرد.
محمود حدادی
فریدریش دورنمات نویسندهای است چندوجهی. از جمله فیلسوف است و اسطورهشناس. این دو دیدگاه او چه رد و رنگی در آثار ادبیاش به جای میگذارند؟ جملهای از دورنمات هست که شاید او را در ردیف فیلسوفان شکاک تاریخ درمیآورد در آنجا که این نویسندهٔ جدلی میگوید: «آخرین آزادی که برای انسان به جا میماند، آزادی تردید است.» و همین تردید هم دستمایهٔ روش او در اسطورهپژوهی قرار میگیرد. تردید به او انگیزه میدهد خدایان و خداوارگانِ باستانی را از بلندای کوه المپ به عرصهٔ خاک بکشاند، به درون مناسبات اجتماعی و سیاسی روزگار خود درآورد و از همین چشمانداز تفسیری فراخور روز از شخصیتهای کانونی آن به دست دهد.
یاسمن اسماعیلی
در ائودوسیا، که از هر سو به بالا و پایین گسترده است و کوچههای تنگ و پیچ در پیچ، پلکانها، درهای زاویهدار، خانههای قدیمی و نیمهخراب دارد، قالیچهای نگهداری میشود که میتوانی با تامل در آن، شکل واقعی شهر را بیابی. در نگاه اول ائودوسیا کمترین شباهت را به نقش این قالیچه دارد. نقش منظم گلهایی قرینه که در طول خطوطی مستقیم و اسلیمی تکرار میشوند، بافتهشده با نخهایی از رنگهای بینظیر و درخشان که میتوانی تغییر تارهایشان را در امتداد پود قالی دنبال کنی.
