زاگرس در چرخهٔ زندهٔ زمان
نقد کتاب: زاگرس در چرخهٔ زندهٔ زمان ــ رمان زاگرس، نوشتهی ناصر کرمی، اثری بدیع در ادبیات معاصر ایران است که مرزهای میان تاریخ، اسطوره و تخیل را در هم میشکند و گذشته را به حال میآورد. این رمان نهتنها سفری به جغرافیای ناشناختهی زاگرس است، بلکه کاوشی عمیق در هویت تاریخی و فرهنگی ایران نیز به شمار میرود. کرمی با تکیه بر دانش اقلیمشناسی و آگاهی از تاریخ و اسطورههای کهن، موفق میشود خواننده را به تماشای تصویری تازه از سرزمینی چندهزارساله دعوت کند. در این اثر، زاگرس صرفاً یک پسزمینهی جغرافیایی نیست؛ بلکه خود به یک شخصیت تبدیل میشود ـــ شخصیتی زنده و پویا که تاریخ، روایت و اسطوره را در چرخهی بیپایان زمان بازتولید میکند.
عجیبتر از داستان
نقدهای جمعه: عجیبتر از داستان ــ نویسنده با اشاره به دیدگاه رورتی ــ فیلسوف آمریکایی ــ مینویسد طبقهی تحصیلکرده و باسوادِ قرون هجده و نوزده برای سخنوری و استحکام عقاید خویش به متون کهن مراجعه میکرد، به شکسپیر، به کتب مقدس، به اشعار قدیم، امروز اما به سراغ لولیتا میرود؛ به یک معنا ارجاعِ اندیشههای او اینک به رمان است. در قرنی که سرشار از جنگ، انقلاب، سقوطِ امپراتوریها، بهدستآوردنِ حقِ رای زنان و حقوقِ انسانی و افزایشِ طول عمر متوسطِ آدمیزاد بود، رمان، برپایهی سبکی که از قرن نوزدهم بهجا ماندهبود نهتنها بازتابی از همهی آن رویدادها شد، خود تکانی شدید خورد درهمانحال که آماده بود همهی بنیانها را نیز با خود تکان دهد. که تکان هم داد. «داستانِ انفجارِ یک فُرم در دلِ دنیایی درحالِ انفجار».
فروید، بر روی کاناپه
نقدهای جمعه: فروید، بر روی کاناپه ــ ربعقرن پس از آغاز قرن بیستویکم کماکان هر نسل تصور میکند کارش با او تمام نشده. از اینرو، به دعوت و کوششِ اندرو بلاونِر، بیست و پنج نویسنده، روانپزشک و منتقد دعوت شدند تا هریک در جستاری مجزا دربارهی زیگموند فروید مطلبی بنویسند. مبتکرِ مشهوری که بسیاری را رویِ کاناپه خواباند و سرگذشت آنها و البته آن تکنیکِ درمانی را جاودانه کرد، اینک خود محکوم است به خوابیدن روی همان کاناپهی معهود. نتیجه، کتاب (مجموعه جستار) تازهمنتشرشدهایست از انتشارات دانشگاه پرینستون. روی کاناپه: نویسندگان زیگموند فروید را تحلیل میکنند.
روشنگری
نقدهای جمعه: روشنگری ــ در نظرِ کلارک، «روشنگری» در شکل یک مفهوم را عدهای متفکر در قرن نوزدهم ساختند و بعد به عنوان چیزی واقعی از آن دفاع کردند و با آن بین گذشته و حال پلی زدند تا به کمک آن پژوهشهایی تاریخی را توجیه کنند. مینویسد وقتی مفاهیم ساخته شدند، جسمیت مییابند و به جای آنکه ابزاری برای توضیحِ تئوریک باقی بمانند خود به یک «چیز» تبدیل میشوند، و بعد مورخانی پیدا میشوند که کلمات و معانیِ دیگری دربارهی آن «چیز» را در دهانِ آدمهای گذشته میگذارند؛ کمابیش همه از عواقبِ پردردسر اینگونه روندها آگاهیم.
نوستالژیا
نقدهای جمعه: نوستالژیا ــ ستایشِ گذشتهی دور و نزدیک، یادآوریِ توأم با دریغ و دردِ سدهها و دهههای پیشین و دستبهدستکردنِ تصاویر و ابزار و حتی خوراکیها و اسباببازیهای چندسال پیشتر از پرطرفدارترین و آشناترین مشغولیاتِ جمعیِ ایرانیان است. برای مردمی که دائماً در نوستالژی نفس میکشند و گاه به نظر از آن نیرو میگیرند ــ و در شکلی افراطی ــ حتی برای تصورِ آیندهی خویش از آن کمک میگیرند، آگاهی از این مفهوم و جنبههای متفاوتش بیفایده نیست. انتشارِ مقالهی مختصر اما پرملاتی با نامِ «دربارهی نوستالژی» از محمد قائد در ابتدای کتابِ دفترچهی خاطرات و فراموشی را شاید بتوان نخستین متنِ منسجم در کاویدنِ این مفهوم به زبان فارسی دانست.
مالیخولیا، اندوهِ عمیق، یا بینظمی در سیستمِ اضطراب
نقدهای جمعه: مالیخولیا، اندوهِ عمیق، یا بینظمی در سیستمِ اضطراب ــ فیلیپ گولد مینویسد در سالهای اخیر شکی نمانده که افسردگی یک بیماریِ تحلیلِ نورونیست و پیامدِ ازبینرفتنِ بافتها و سلولهای عصبی در شبکهی اضطرابِ مغز؛ همان شبکهای که واکنشِ ما به خطرات را مدیریت میکند، اضطراب را تنظیم میکند و بر توانایی ما در برآورد و پیشبینیِ رویدادهای آتی و ارزیابیِ ما از خویش و اعتمادبهنفسمان تأثیر مستقیم دارد. آگاهی از صدمات به این شبکهی نورونی قاعدتاً میتواند به راههایی برای توقفِ آن رویه و حتی وارونهکردنش بینجامد. وانگهی، فهمیدهایم که افسردگی اتصالاتِ نورونی را در مناطقی کلیدی مختل و از آن مهمتر، زایشِ نورونهای تازه را متوقف میکند. این یافتهها هم توانسته به تولیدِ نسلِ نوینی از درمان با تمرکز بر همین فرآیندها منجر شود.
دیار اوهام بیپایان
نقد کتاب بارو: دیار اوهام بیپایان ــ دهها شخصیت مجموعهداستان «کتاب اوهام گوناگون» هر یک ماجرا و فضایی خاص خود دارند. یکی عمو راسم پیر است در کنج خیابان و دیگری جَرَن جوان و خودآراست در آپارتمانش. مِلدا در داستان «برخورد درونها و برونها» با خواندن فال خود در روزنامه فکر میکند این هم اشاره و نشانهای که بپذیری مُردن با مُرده اشتباه است و باید زندگی کرد. فالی که میگوید: «متولد عزیز برج حوت، امروز میتوانید گذشتهها را دور بریزید و دریچههای تازهای را به زندگی بگشایید. امروز میتواند روز فوقالعادهای برای شروعی تازه باشد-یک مدل موی جدید و شاید هم یک عشق جدید. تصمیم با شماست۸۲۳۰;» پس باید پشت «میز پر از روزنامههای تاشده، نمکدانهای نمکشیده و شیشههای خاکگرفتهی مربا» نشست و نامهای نوشت و فرستاد برای صفحه همدمیابی روزنامه بلکه همدمی پیدا شود و جای خالی همسر درگذشته را پر کند
جهان واقعی خاطرات
نقدهای جمعه: جهان واقعی خاطرات ــ کتابِ ورونیکا اُکین دربارهی حافظه و خاطرات است با روایتِ مجموعهای از ماجراهای واقعیِ مواجههی او با بیمارانِ سابقاش. با وجود این، برجستهترین خصوصیت کتاب روایتی علمی از یک دانشمند طراز اول نیست، اُکین نویسندهای خوب است با دانشی قابلِ اعتنا در ادبیات و هنرــــکه البته از یک ایرلندی اسبابِ شگفتی نیست. این ویژگی نهتنها کتاب را در کلیتاش خواندنیتر میکند، بلکه به روایتی علمی، لایههایی غنیتر و به درکِ ماهیتِ حافظه و خاطرات ژرفایی بیشتر میدهد.
اندیشیدن با ماشین
نقدهای جمعه: اندیشیدن با ماشین ــ خلاصهی ایدهی نویسنده ظاهرا این است: انسان از نظرِ بیولوژیک قرار نبوده موجود یگانه و ویژهای باشد؛ در ادامهی تحولاتِ تکاملی یکی بوده پس از پیشینیان و در همان مسیر. با این حال یکچیزِ منحصربفرد، زمینهسازِ تفاوتی کلیدی شد: تواناییاش در مصنوعیت یا برساختگی؛ همان artificiality. به تعبیر یکی از منتقدان، و با طعنه به همان مفهومِ مشهور (و البته کمی هجو و بیمعنایی) که گیلبرت رایل برای ایدهی دکارت به کار برد و دوگانگیِ او را به شبح در ماشین (ghost in the machine) تشبیه کرد، میتوان با تکیه بر تحلیل نویسنده، موقعیت ذهن انسان را به «مصنوعساز در ماشین» تشبیه کرد. مغزِ انسان کماکان ماشینی بیولوژیک در نظر گرفته شد با این تفاوت که یک مصنوعساز درون خود دارد.
اخلاقیات فاجعه
نقدهای جمعه: اخلاقیات فاجعه ــ یکی از خطوط برجسته در ایدهی نویسنده آنجاست که میگوید هر یک از تلاشهای ما برای انتخابی اخلاقی، در برابر هرجومرج دنیا، بینهایت کوچک و بیاثر به نظر میآید. ماهها رعایتِ مصرف آب با یک پروخالیکردنِ استخرِ همسایه بیاثر میشود و تمامِ مشقتهای یک سال در صرفهجویی در سوخت فسیلی یا پلاستیک که قرار بوده به کاهشِ آلودگی محیطِ زیست یا گرمایش زمین کمکی کند، با مسافرتِ یکهفتهای خانوادهای پرجمعیت اما بیتفاوت بر باد میرود.