فلسفهٔ سیاسی و نجات میهن، نقد کتاب شهریار منجی - نوشتهٔ مائوریتزیو ویرولی - متن نقد از علی رزاقی - بارو

فلسفهٔ سیاسی و نجات میهن

نقد کتاب:فلسفهٔ سیاسی و نجات میهن ــ‌ مائوریتزیو ویرولی، به گمان من، در این کتاب به‌دنبال نوشتن اغراض شهریار ماکیاولی است و کل ساختمان کتاب را نیز بر همین اساس برپا می‌کند. با این توضیحات مختصر می‌توانیم مجدداً به پرسش آغازین رجوع کنیم. به باور ویرولی، ماکیاولی می‌خواست منجی میهن‌ش باشد و در این راه به‌جای توسل به سلاح و تجهیز لشگر و آرایش سپاه، شهریار را نوشت. این‌که ماکیاولی چگونه این کار را انجام داد و آیا به هدف خود، یعنی رهایی ایتالیا از چنگال بیگانگان رسید یا نه، را باید پس از خواندن کتاب به‌قضاوت بنشینیم. هر پاسخی که به این پرسش‌ها بدهیم، سنگ‌محکی برای سنجش میزان قوت تلاش ویرولی برای رسیدن به هدف خود، یعنی نشان‌دادن غرض ماکیاولی در نوشتن شهریار، خواهد بود.

Continue reading

تاریخ صدا، تاریخ تصویر، نقد کتاب صدا تصویر - نوشته میشل شیون - متن نقد از رامین اعلایی- بارو

تاریخ صدا، تاریخ تصویر

نقد کتاب:تاریخ صدا، تاریخ تصویر ــ سینما یا تلویزیون یا سایر رسانه‌های جمعی تنها چشم را هدف نمی‌گیرند. آنها مخاطبانشان را در حالت ادراکی منحصربفرد از صدا و تصویر قرار می‌دهند. این ادراک به‌طور همزمان چشم و گوش مخاطبان را درگیر می‌کند هرچند که ما با یکسره گفتنِ این‌که فیلم یا برنامه‌ای تلویزیونی را «می‌بینیم» اصرار داریم انکار کنیم که در این میان حاشیه‌ی صوتی چگونه ادراک را جرح و تعدیل می‌کند. در بهترین حالت برخی به یک مدل جمعی اکتفا می‌کنند که با توجه به آن تماشای نمایشی سمعی ــ بصری از اساس ترکیبی است از دیدن تصاویر به‌اضافه‌ی شنیدن صداها. این چنین هر ادراک به‌شکل ظریفی در محدوده‌ی خود باقی می‌ماند و بر دیگر ادراک‌ها تأثیری نمی‌گذارد. میشل شیون در صدا ــ تصویر می‌کوشد که حقیقت آمیزش و درهم‌آمیختگی سمعی ــ بصری را اثبات کند

Continue reading

ستیز فلسفه با شعر، نقد کتاب ضیافت افلاطون - نوشتهٔ لئو اشتراوس - متن نقد از تحریریه بارو

ستیز فلسفه با شعر

نقد کتاب: ستیز فلسفه با شعر ــ ضیافت یکی از محبوب‌ترین و بحث‌برانگیزترین دیالوگ‌های افلاطون است. محل وقوع دیالوگ یک مهمانی شرب‌خمر است که در آن حضار، ازجمله سقراط، شاعر کمدیِ مشهور آریستوفان و تراژدی‌پرداز جوان جویای نامی به‌اسم آگاتون، در باب عشق با یکدیگر گفتگو می‌کنند. «ضیافت افلاطون به‌نزد لئو اشتراوس» مجموعه درس‌گفتارهای لئو اشتراوس درباب این اثر است. همان‌طور که دیالوگ‌های افلاطون برگردان گفتگوهای شفاهی سقراط با مخاطبان و به‌عبارت دیگر تبدیل گفتار به نوشتار است، به همین سیاق، این اثر نیز صورت مکتوب درس‌گفتارهای شفاهی اشتراوس درباره‌ی صورت مکتوب گفتگوی شفاهی سقراط با حضار یک مهمانی‌ست. در اینجا اشتراوس جرأت می‌کند تا آزادانه‌تر از آثار مکتوب خود، درباره‌ی چیستی فلسفه، شعر و سیاست صحبت کند.

Continue reading

از ایدئولوژی و توتالیتاریسم نقد کتاب ظلمت در نیمروز - نوشتهٔ آرتور کوستلر - متن نقد از پریسا رفائی - بارو

از ایدئولوژی و توتالیتاریسم

نقد کتاب: از ایدئولوژی و توتالیتاریسم ــ کوستلر در کتاب «ظلمت در نیمروز» سرگذشت یک مأمور حزب کمونیست را تعریف می‌کند که به‌دلایلی به زندان افتاده است. یکی از صدها زندانی‌ای که اسیر دادگاه‌های نمایشی مسکو می‌شوند. زندانی‌ای که گناهش، از دست دادن اعتقادش به کمونیسم و عدالت‌محور بودن آن است. «روباشف» هم خود را گناهکار می‌داند هم بی‌گناه. او که با وعده‌ی تحقق یک آرمانشهر به حزب پیوسته است حالا می‌بیند که با وجود اصولی که در ابتدا درست و منطقی به نظر می‌آمدند، نتایج وحشتناکی به بار نشسته است. تصفیه‌های بی‌شمار، اعترافات اجباری، شکنجه‌های روحی و جسمی طولانی: اتوپیا جایش را به فاجعه داده است.

Continue reading

نقد کتاب تبارشناسی اخلاق - نوشتهٔ فردریش نیچه - متن نقد از سروش سیدی - بارو

دانش سروران و واژگون‌سازی تاریخ

نقد کتاب ــ اما تبارشناسی از شما می‌‌خواهد کمی درنگ کنید. چه کسی ایده‌ی قانون و مجازات را پیش کشیده؟ ضعفا یا اقویا؟ ابداع درخشان نیچه درست اینجا ظاهر می‌شود: در تاریخ ضعفا هستند که پیروزند نه اقویا. اما چگونه؟ از آنجا که وقتی به اطراف خود می‌نگرید قانون را همچون ابزار خشونت مشاهده می‌کنید، بی‌شک نخستین برداشت این خواهد بود که قانون دستاویزی است برای انتقام و خشونت. اما این تصویر خود واژگونه‌ی تصویر تبارشناختی قانون است: قانون وضع شد تا هرگز یک نفر یا یک طبقه نتواند قدرت انباشته‌ی یک جامعه را به سود خود یا طبقه‌ی خود تصرف کند، ولی در چشم لوچ و وارونه‌بین کینه‌توزان، مجازات تنها ابزاری است برای انتقام.

Continue reading

حسرت، تطهیر تباهی، نقد کتاب، ژان دوفلورت و دختر چشمه- نوشتهٔ مارسل پانیول - متن نقد از زهرا خانلو - بارو

حسرت؛ تطهیر تباهی

نقد کتاب: حسرت؛ تطهیر تباهی ــ مارسل پانیول به بهانۀ ارثی نامنتظر انسان شهریِ گشوده‌ای را به روستایی دور و کوچک، میان مردمی بسته می‌کشاند. انگار نویسنده با این کارش قصد دارد طینت آدمی را به جغرافیای زیستی‌اش پیوند بزند. او گوژپشت خوش‌خویی خلق می‌کند که علی‌رغم ژن‌های آشنایی که از همان مردم و همان دیار در تن خود حمل می‌کند، میان آنها غریب است. غربتی که نه به‌واسطۀ خون، بلکه به‌واسطۀ تجارب زیستی سربرآورده است. او از ماندن و مقاومت برای ماندن تن نمی‌زند و بر سر آباد کردن رؤیاهایش نرد جان می‌بازد و میان توطئه‌هایی از سر بخل و آز، ویران می‌شود. پس از او دختر نیز ماندن و ساختن را به رفتن و خلاصی ترجیح می‌دهد. گویی آن که می‌رود، باید رنج ناتمامی همیشگی را بر روانش تحمل کند. اما آن که می‌ماند حتی به بهای جان، از ناتمام ماندن می‌گریزد.

Continue reading

نقد کتاب روایت_شناسی - نوشتهٔ جرالد پرینس - متن نقد از شیرین مجد - بارو

روایت‌شناسی

نقد کتاب: روایت‌شناسی ــ فارغ از این که معنا و تاریخ یک روایت چیست، می‌توان نشان داد که تمام روایت‌ها با هم مشترکاتی دارند که ساختار و کارکرد کلی آنها را تعیین می‌کند. این همان کاری است که پرینس تلاش کرده در کتاب کوتاهش انجام دهد. در نگاه پرینس تمام روایت‌ها با هم اشتراکاتی دارند که بررسی آنها پاسخ دقیق‌تر و کامل‌تری برای پرسش بالا دست‌وپا می‌کند: هر روایت راوی و روایت‌شنویی دارد که یکی می‌گوید و دیگری می‌شنود. آنها کجا هستند و چه مشخصاتی دارند؟ به چند نوع تقسیم می‌شوند؟ خود «روایت‌گری» چیست و از کجا می‌توان به مشخصات آن پی برد؟ تکنیک‌هایی مانند «نحوه‌ی ارائه‌ی اطلاعات»، «ترتیب رویدادها»، یا «نقطه‌ی دید» چه؟

Continue reading

زخم عمیق انزوا، نقد کتاب سوکورو تازاکی بی_رنگ و سال_های زیارتش - نوشتهٔ هاروکی موراکامی - متن نقد از سحر خانلو - بارو

زخم عمیق انزوا

نقد کتاب: زخم عمیق انزوا ــ دوستی آغوش است. آغوشی برای تجربه و کشف خود. دوستی بازتاب علاقه و توجه هر آدمی به خودش است. دوستی از ارتباط آدم با خودش نشأت می‌گیرد. و جمع دوستان، خالق فضایی باز است برای جستجوی جهانی مشترک تا هر شخص با آن به زندگی خود عمق بدهد و همه‌ بتوانند همدیگر را از زوال و انزوا خلاص کنند. آدم‌ها را دوستیِ پایدار و بی‌غش به درک مسئولیت متقابل می‌رساند؛ به درک اینکه این مسئولیت در قبال افکار و احساسات درونی خود و دیگری ابهام و سرکوب را برنمی‌تابد. حالا فرض کنید که به‌یکباره همه‌چیز رنگ عوض کند و انسان از دنیای رفاقت به برزخِ تنهاییِ اجباری پرتاب شود. طردی اجباری آن هم با ضربهٔ تهمت و افترا.

Continue reading

از تکوین زبان تا سلاخی در آشویتس نقد کتاب زبان و مرگ - نوشتهٔ جورجو آگامبن - متن نقد از سروش سیدی - بارو

از تکوین زبان تا سلاخی در آشویتس

نقد کتاب: از تکوین زبان تا سلاخی در آشویتس ــ‌ آگامبن ریشه‌های مهیب‌ترین سلاخی تاریخ، یعنی آشویتس را، در همین بی‌بنیادی انسان می‌یابد، در این تلاش برای جعل هویتی برای خود از طریق نفی و حذف دیگری؛ از طریق قربانی. در نظر آگامبن، راه فرارفتن از این وضعیت، فرارفتن از انسان، حذف‌کردن اسطوره‌ی قربانی مقدس است، که چیزی نیست جز همان منفیت و بیان‌ناپذیری ماهیت و تعریف انسان. انسان ماهیتی متعال و یا بیان‌نشدنی و مقدس ندارد. بلکه اساساً وظیفه‌ی ما حذف‌کردن همین امر ناگفتنی از بنیان زبان و ماهیت انسان است. آگامبن نام این وضعیت رهایی را می‌گذارد «کودکی»، یعنی لحظه‌ای که در آن زبان هنوز شکل نگرفته است بلکه تنها نوعی بالقوگی یا توانِش محض است: رهایی ما از انسان عبارت است از لمس همین بالقوگی، یعنی کودکی.

Continue reading

آن طرف جهنمی

آن طرف جهنمی

نقد کتاب: آن طرف جهنمی ــ شاید صعود از جایی آغاز می‌شود که قاطعیت مضحک معنای حقیقت را دور بریزیم و شک کنیم. از آن لحظه‌ای که بپرسیم من چرا اینجایم و آنها چرا آنجایند؟ لحظه‌ای که دست کنیم بر تن یکپارچۀ مفاهیم فاخر و جگر آن را بیرون بکشیم و بر سیخ دلزدگی خود بزنیم و بر آتش عصیان کباب کنیم. از این لحظه است که معیارهای خوش‌دست سنجش آزادی و عدالت در دستان قدرت از ریخت می‌افتد و توانایی توده‌سازی را از دست می‌دهد. دیگر ناسیونالیسم و پاتریوتیسم توجیهی درخور برای حذف دیگری نیست. دیگر جغرافیا تاریخ را نمی‌سازد و انسان برای داشتن خط بزرگتری به نام خود در پهنۀ جهان کشتار نمی‌کند. این است که «سفر به انتهای شب» نماد سقوطی رو به بالا از سطح به عمق می‌شود و مسافر راستینش که پیش و بیش از هر چیز شجاعت را توشۀ نوشتن سفرنامه‌اش کرده است تکفیر.

Continue reading