کابوسهای یهودا
نقد کتاب: کابوسهای یهودا ــ ماگدا سابو در کتاب «در»، موقعیتی به ظاهر ساده، اما پیچیده خلق کرده: آشنایی دو زن، از خاستگاههای متفاوت. زنی که نویسنده است و درگیر نوشتن و اِمِرنس که خدمتکار اوست و درگیر کار خانههای دیگران. از نظر اِمِرنس پرکار و مغرور، نویسنده کاری نمیکند جز تقوپوق راهانداختن با کلیدهای ماشین تایپ و از نظر نویسنده (راوی)، اِمِرنس درک درستی از دنیای او ندارد. رابطهی دو زن دو با فراز و نشیب بسیار همراه است. با تندی و ملایمت، خشم و خنده، قهر و آشتی. در آن همزیستی گاه مسالمتآمیز و گاه قهرآمیز هیچ نشانهای از دشمنی یا درگیری دیده نمیشود. پس چرا راوی داستان در همان ابتدای روایتش میگوید: «باید رک و بیپروا اقرار کنم. اِمِرنس را من کشتم.»؟۸۲۳۰; دلیل این اعتراف بیپروا، رنج پایانناپذیر راوی و کابوسهایش چیست؟۸۲۳۰; در باز است. برای کشف راز کافیست صحنه را تماشا کنیم!
تجسد خدا و فسخ قانون
نقد کتاب: تجسد خدا و فسخ قانون ــ در نظر آگامبن ما حتی بهتر از معاصران پولوس رسول میتوانیم معنای پیام او را درک کنیم: زیستن در زمانهی حاکمیت وضعیت استثنایی، که در آن قانون ملغی شده ولی زور و خشونت آن باقی است، در نظر آگامبن نه یک بنبست، که یک فرصت انقلابی است. حال که قانون هیچ نقطهای را بیرون از تصرف خود باقی نگذاشته، ما فرصتی بیبدیل برای ناکارکردن آن در دست داریم. به زبان حقوقی، منجی با الغای قانون قدرت برسازندهی حقوق را از بند هنجارهای برساخته رها میکند. به عبارت دیگر، زمان مسیانیک یا مسیحایی، زمان منجی، زمان فروریختن تمام زنجیرهایی است که جامعه و قانون بر ما تحمیل کردهاند: تجسد خدا فسخ هر رسالتی است، یا به عبارت دقیقتر، افشای شکنندگی تقسیم کار اجتماعی. توان ما اکنون آزاد میشود تا خارج از بند مناسبات مستقر اشکال بدیعی خلق کند.
پوست فاشیسم، گوشت فاشیسم
نقد کتاب: پوست فاشیسم، گوشت فاشیسم ــ نزد باتای جامعهی تولیدگر به دو بخش تقسیم میشود، جامعهی همسان که بر مبنای ارتباط با مناسبات تولیدی تعیین میگردد و جامعهی ناهمسان یا دگرسان که شامل تمامی عناصر خارج از [یا مخالف با] این مناسبات است. باتای میگوید که همین صورتبندی اجتماعی خود پیشدرآمدی بر سیاست و اقتدار است. زیرا که جامعهی همسان برای اتحاد و حفظ چرخهی تولید پیوسته نیازمند تحکم بر عناصر اخلالگر است. به واقع دولت برآیند خواست عناصر حاکمیت همچون پادشاه، رهبر و غیره برای کسب مشروعیت است. در این میان جامعهی دگرسان جمعیتی شامل دیوانگان، شورشیان و حتی رهبران فاشیست است که رفته رفته به دلیل رانده شدن عناصری از جامعهی همسان به آن، حجیمتر میشود. این تزلزل ــ یعنی تبعید عناصری از جامعهی همسان به دگرسان ــ در واقع مقدمهی ظهور فاشیسم است.
تخیلات جدی
نقد کتاب: تخیلات جدی ــ «زندگی ۳» چنین کتابی است: آیندهی دستاوردهای علم دربارهی هوش مصنوعی که با تخیل و تصوراتی از آینده شاخ و برگ گرفته است. رباتهای نافرمان و کامپیوترهای ازخودراضی هالیوود را فراموش کنید. دسیسههای پشتپردهی قدرتهای سیاسی برای دستیابی به هوش مصنوعی و توان برتر آنرا هم همینطور. موضوع جدیتر، عمیقتر و پیچیدهتر از این حرفهاست. اول این که هیچ رباتی در کار نیست. هوش مصنوعی یک نرمافزار فرّار و غیرقابلدسترسی است. دوم این که قدرتهای سیاسی هر چقدر هم که قوی باشند در مقابل توان و کارآمدی او هیچ نیستند. مسئله این است که هوش مصنوعی یک ربات یا برنامهی بیجان نیست که از طرف دستهای پشت پرده هدایت شود. او زنده است و مانند ما و چهبسا بسیار بهتر از ما میاندیشد و تصمیم میگیرد. بهترین ذهنهای بشر در مقابل توان ذهنی او یک تکه سنگ محسوب میشوند.
تاریخ بیشکلی
نقد کتاب: تاریخ بیشکلی ــ آیا اغراق کردهایم اگر بگوییم که نقاشی شورانگیزترین کوشش آدمی برای «شکل دادن» است؟ این موضوع ممکن است دلیلی موجه برای درک این مسئله باشد که چرا مورخان، کتابهای تاریخ هنر را نه براساس ادبیات یا معماری که اساساً بر پایهی نقاشی نوشتهاند. از طرفی، کالبد هر کسی که ما امروز بهعنوان یک هنرمند بزرگ میشناسیم، بستری بوده برای نزاعِ بین شکل و زندگی، روح و جسم، و زمین و آسمان. و بهقول بکت، تاریخ نقاشی ــ هنر، تاریخ شکستخوردن و رنجکشیدن است. تاریخ ناتوانی و عجز؛ و البته بهناگزیر تاریخِ بیان، تن دادن به امر نمادین، معنا ساختن و زیستن.
محدودههای کنترل
نقد کتاب: محدودههای کنترل ــ اما آزادی مثبت به چه معناست؟ در این چهارچوب، آزادی مثبت به معنای شکافتن مرزهای آن کپسولها و امکان تحقق کامل ارادهی آزاد برای هر فرد است. ایدهی جذابیست. اما اینکه آیا گسترش دامنهی آزادی و خروج شهروندان از کپسولها، زمینه را برای تحقق زیستی بهتر فراهم میآورد یا خیر، موضوعیست که تنها با بررسی نسبت میان طبیعتِ انسان و کپسول، میتوان بدان اندیشید.
نوشتن با پتک
نقد کتاب: نوشتن با پتک ــ ارسطو در کتاب خطابه با برشمردن مهمترین عوامل مؤثر بر میزان نفوذ کلام شفاهی یا مکتوب، ابزاری در اختیار نویسندگان و سخنوران قرار میدهد تا به میانجی آن بتوانند مخاطب خود را قانع سازند که حقیقت را در چنته دارند و یا سخنانشان برای مخاطب سودمند است. انتخاب اینکه کدام یک از این دو شروع میتوانست بیشتر شما را به خواندن ادامهی این معرفی ترغیب کند، همان غرضیست که به گمانم معلم اول را به نوشتن این رساله برانگیخت. حالا و حتی پس از گذشت قرنها میتوان اثرات فنون اقناعی تشریح شده در این اثر را در خطابههای پرشور رهبران کاریزماتیک سیاسی یا ترفندهای رقبای سیاسی در مناظرات انتخاباتی، بهوضوح مشاهده کرد. اما این فقط بخشی از ماجراست. ارسطو فنِ اقناع مخاطب را ملکِ طلق مردان سیاست نمیداند.
من مثل اون حضرت رئوف نیستم
نقد کتاب: من مثل اون حضرت رئوف نیستم ــ موقعیت این نفر اول موقعیت دکتر استوکمان است در نمایشنامۀ «دشمن مردم» اثر ایبسن: ــ شما از این دشمن مردم، قبل از اونکه خاکِ این ماجرا رو از پاش بتکونه، بازم خواهید شنید! من مثل اون حضرت رئوف نیستم؛ من نمیگم، «خداوندا! این ها را بیامرز، زیرا که نمیدانند چه می کنند.»
اگر شما هم زیادی به آسایش خود دل بستهاید و ترجیح میدهید چشم به روی طوفانهای در راه زندگیتان ببندید و اگر کسی شما را نسبت به آینده تحذیر کند، مشوش میشوید و احساس میکنید او دشمن شماست و آمده تا شما را دچار اضطراب کند، این نمایشنامه را بخوانید. اگر هم زیاد در موقعیت دکتر استوکمان قرار میگیرید باز هم این نمایشنامه را بخوانید.
حکومتهای ادبی
نقد کتاب: حکومتهای ادبی ــ میبینید که مرزها چگونه تغییر میکنند؟ اینجا دیگر با مرزها و حکومتها و سلطههای سیاسی طرف نیستیم اگرچه رد کمرنگی از آنها هنوز قابل مشاهده است. اینجا با حکومتها و سلطههای ادبی طرفیم. کدام مکتب یا دسته در جهان ادبیات قدرت دارد؟ کدام قلمرو ادبی تکنیکهای خود را صادر میکند؟ این تکنیکها و درونمایهها از چه راهی به دست نویسندگان ساکن در قلمروهای ادبی دیگر میرسد؟ هزینهشان چقدر است؟ و ۸۲۳۰; اینها پرسشهایی هستند که کازانووا در این کتاب پیش کشیده و پاسخهایی به آنها داده که حتماً دید شما را نسبت به ادبیات جهانی دگرگون خواهد کرد.
تأملات یک فیلسوف ــ شهروند
نقد کتاب: تأملات یک فیلسوف ــ شهروند ــ خوانندهی کتاب «دربارهی آزادی» بهدرستی میپرسد که این اثر در باب کدام قسم آزادیست؟ آیا این آزادی فردی است یا مدنی یا شاید هم هر دو نوعِ آن؟ یک پرسش معنادار دیگر این است که آیا این نوع آزادیها صرفاً ابزارهاییاند در دست سیاستمداران، یا اهدافی فینفسه که ذاتیِ امر سیاسیاند؟ آیا هدف سیاست، ارتقاء و بسط این آزادیها همچون غایات و ملزوماتِ ناگزیرِ برپایی یک حکومت پایدار است یا صرفاً ترویج آنها بهعنوان مؤثرترین وسیله برای رسیدن به اساسیترین اهداف سیاست، نظیر خیر عمومی، یا چنانکه میل در یکی دیگر از آثار خود اشاره میکند، عدالت اجتماعی و توزیعی؟ آزادی از چه نقطهای آغاز میشود و کجا پایان مییابد؟ مردم چه محدودیتهایی را باید بر آزادی خود در جامعه بپذیرند و چرا؟ چه نسبتی میان حدود آزادی فرد و نهاد خانواده وجود دارد؟ نسبت آزادی و قدرت حاکمه چیست؟