از پتِلپورت تا پطرزبورگ
نقد کتاب: از پتِلپورت تا پطرزبورگ ــ همین کافی بود که برای خواندن رمان «پطرزبورگ» آندری بیِهلی درنگ نکنم؛ حتا اگر ولادیمیر ناباکوف این رمان را در کنار «اولیس»، «مسخ» و «در جستوجوی زمان ازدسترفته» از شاهکارهای قرن بیستم نمیدانست. پیش از این یادکرد سنپطرزبورگ را در «سوار مفرغی» پوشکین، «بیبی پیک» و «دماغ» و «شنل» گوگول، و «جنایت و مکافات» داستایفسکی خواندهایم. در رمان بیهلی، شخصیت اصلی سنپطرزبورگ است، گرچه نویسنده قداست [سَنت] را از پطر برداشته. رمانیست سمبولیستی با محوریت شهر سنپطرزبورگ، در ادامهی سنت ادبی آثار برجستهی روسی، با ارجاعاتی به گذشتهی شهر و آثار ادبی که وقایعشان در این شهر میگذرد.
جوانب ادبیات
نقد کتاب: جوانب ادبیات ــ کتاب لطیفهها از کجا میآیند مثل بسیاری از کارهای اخوت مجموعهای از مقالات مرتبط به هم نیست. کتابیست که معطوف به عنوانش نوشته شده. دربارهی تعاریف لطیفه، معانی و بیان، تحلیلهای زبانشناسانه و روانشناسانه، تمایزش با چیستان و درنهایت با گریزی به جامعهشناسی لطیفه و دیدگاه آن پایان میپذیرد. کتاب خلاصهی ترجمههای جسته و گریخته نیست. از طرفی قرار نیست با حجم اطلاعات مربوط و نامربوط خواننده مرعوب شود. درنهایت نویسنده درصدد ایجاد تعریفی مشخص از لطیفه و چیستان و غیره است. جان کلام این است: میشود گاهی فقط شنید یا ترجمه کرد. کاری که اخوت در این کتاب چندین بار پیشنهاد میدهد. نکتهی آخر این که مباحث مطرح شده در کتاب بدیلی در زبان فارسی ندارد و این برای افزایش دانش ادبی هر خوانندهای حتی آماتورهاش غنیمت است.
قربانی عریانی صداقت خویش
نقد کتاب: قربانی عریانی صداقت خویش ــ اما کیست که نداند یک سرِ جنون، عقل صیقلخورده است. وقتی شمشیر حقیقت، لایهلایه جهانِ زرینِ دروغ را مقابل چشم انسان میبُرد و دور میریزد، آنچه میماند، از فرط خلوص چنان ناخواستنیست که تمام دلبستگانش را به شیدایی میکشاند. آمیختگی سادهدلی و فریبکاریْ گردابی پدید میآورد که ادموند را از گلاوستر و ادگار بازنمیشناسد و همه را فرو میبرد و کور و کشته به ساحل نیستی میافکند. آشفتهبازارِ عشق و هوس و خیانت خواهران، سپیدی صلح و آرامش را با رشحات سرخ جنگ و شتک سیاه نفرت تباه میکند. کوردلیای صافی هم جان به در نمیبرد و قربانی عریانی صداقت خویش میگردد.
پیامبر مورخ
نقد کتاب: پیامبر مورخ ــ با خواندن کتاب عظیم و خواندنی تاریخ انقلاب روسیه، نوشتۀ لئون تروتسکی، درگیر چنین پرسشها و دغدغههایی میشویم. اما مگر ممکن است که فقط همین باشد؟ آنهمه شور و استعاره مگر میگذارد روایت مؤلف را باور نکنیم؟ شگفت کتابیست این کتاب. پیامبری آن را نوشته که به قول آیزاک دویچر روزی مسلح بود، بعد بیسلاح شد و بعد مطرود. خوشبختانه میتوانیم برخی فقرات کتاب را با کتابهای دیگر در این موضوع، در فارسی خودمان، بسنجیم؛ اما یکچیز؛ یک خواهش: میشود لطف کنید و اگر زورتان میآید هزار صفحه در قطع وزیری بخوانید یک وقتی بگذارید و فصل «انقلاب کاخی»اش را بخوانید؟ اگر قرار باشد فردا اتفاقی رخ دهد، دقیقاً همان فردا رخ میدهد، و اگر فردا رخ دهد، دیگر الزاماً با اتفاقی که ما امروز طلب میکنیم شباهتی نخواهد داشت۸۲۳۰;
یافتم! یافتم!
نقد کتاب: یافتم! یافتم! ــ آرتور کستلر، نویسندهی کتابهای بزرگی چون «ظلمت در نیمروز» و «خوابگردها»، کتابی دربارهی خلاقیت نوشته که هیچ ارتباطی به کتابهای روانشناسی بازاری و موفقیت و «چگونه خلاق باشیم» ندارد. این کتاب یک بررسی روانشناسانه است دربارهی منشأ خلاقیت: تعریف خلاقیت چیست؟ از کجا میآید؟ در چه حوزههایی از رفتار بشری مبتلور میشود؟ چگونه میتوان به آن رسید یا آن را تشخیص داد؟
چیست سینما؟
نقد کتاب: آنچه سینما هست! ــ «آنچه سینما هستِ» دادلی اندرو [What Cinema is! در مقابل What is Cinema؟ آندره بازن] کوششیست در جهت اعادهی حیثیت از نظریهی رئالیستی آندره بازن در مواجهه با هزارهی جدید سینما. اندرو در این کتاب این هدف را با دستاویز قرار دادن آرای خود بازن و تطبیق آنها با امکانات و ماهیت جدید سینما دنبال میکند. کتاب او طوری فصلبندی شده که نویسنده را مجاب میکند قدم به قدم ایدههای رئالیستی بازن در مورد غایت سینما را، آن هم مشخصاً با کنار هم گذاشتنِ مراحل تولید یک فیلم، بازخوانی کند.
مسیح-شدن، یا، دعوت شیطان
نقد کتاب: مسیح-شدن، یا، دعوت شیطان ــ مسیح پیامبر نبود، خود خدا بود در هیأتی متجسد. ترکیب «خدای متجسد» مفهومی است به غایت پیچیده و پارادوکسیکال، و در عین حال انقلابی و برآشوبنده. الاهیات مسیحی تلاشی است به قدمت دو هزاره برای تبیین این تصور شگفت و نیز بیرونکشیدن امکانات بیبدیل آن. کازانتزاکیس اما در این مسیر چندان بیپروا پیش رفت که از سوی کلیسای کاتولیک به ارتداد محکوم شد. عیسا، قهرمان رمان، نه خدا، که موجودی است تا مغز استخوان زمینی. و چگونه میتوان زمینی بود و وسوسه و گناه را تجربه نکرد؟!
اسپینوزا، اخلاق و فلسفهی آینده
نقد کتاب: اسپینوزا، اخلاق و فلسفهی آینده ــ اسپینوزا کتابی در مورد اخلاق نوشته، ولی به صراحت میگوید که اعتقادی به خیر و شر ندارد. اخلاق به شما میآموزد که چگونه و با زیستن در چه شکلی از جامعه بیشترین میزان توان خود را میتوانید بالفعل کنید (شگفت نیست که شبیهترین متفکر به اسپینوزا از این منظر، کسی نیست جز کارل مارکس). این توان را از شما دزدیدهاند. اما توان شما از کجا آمده است؟ پاسخ اسپینوزا صریح، خطرناک و جسورانه است، حرکتی در مرزهای جنون و سرگیجه: شما وجودی مستقل ندارید، بلکه جزئی از اجزأ نامتناهی قدرت خداوند هستید. این منشأ توان شماست. کتاب نخست اثبات میکند که در هستی یک جوهر بیشتر وجود ندارد: خدا.
فلسفهٔ عملی
نقد کتاب: فلسفهٔ عملی ــ جهان جز ترکیبها چیزی نیست. طبیعت سراسر مجموعهی ترکیبهاست: نه تنها درختان و انسانها، که کامپیوترها و ایدئولوژیها و اپلیکیشنها هم بدن هستند. چیزی جز طبیعت و ترکیبها وجود ندارد. جامعه نیز بدنی است که مدام در حرکت است. اسپینوزا حقوق را نیز ناشی از تأثرات بدنها میداند. این بار اما بدنی اشتراکی و نوآور به نام انبوه خلق. فلسفهی عملی فلسفهای است که با بدنها، سرعتها، ترکیبها و آیندههایی ناانسانی پیش میرود؛ فلسفهی آینده. فلسفهی عملی اسپینوزا زیستن است در مقام خلقکردن، زیستن فراتر از فردیت محدود ما.
هستی پرسش
نقد کتاب: هستی پرسش ــ هستی و زمان هایدگر شبکهای از بنیادینترین پرسشهای ممکن را به یک پرسش بنیادینتر بازمیگرداند: چه چیز موجب میشود که ما بپرسیم معنای هستی چیست؟ و این خود سرآغاز جستجویی است که بهشکلی شگفت شرایط امکان تولید هرگونه هستیشناسی را از درون ساخت هستیشناختی هستندهای بیرون میکشد که نام آن «دازاین» است. بیشک این عبارت غریب و دشواری است، اما این تازه آغاز راه است.