توهمهای تاتاری
نقد کتاب: توهمهای تاتاری ــ رمان را بخوانید تا ببینید چگونه یک موقعیت بیمعنا میتواند هر کدام از ما را در خود ببلعد و تاتارها را به قسمت مهمی از زندگیمان بدل کند. بخوانید تا بدانید که زندگی انسان چیزی نیست جز غرقشدن در یک توهم بیمعنا. توهمی چنان قدرتمند و چنان غمانگیز، که میتواند شما را در حضور معشوق سابقتان به این تصویر بکشاند که: «آن بالا هم بهار نزدیک میشد. گیاهان، بیجلایی، با جسارت از لای سنگها سر برمیآوردند. صدها سال پیش از آن نیز شاید تاتارها در همین فصل سر رسیده بودند».
شاه گوش میکند
نقد کتاب: شاه گوش میکند ــ امپراتور ستون خرگاه دولت است؛ در سیاست ستون باید اصولاً بلند و خدنگ باشد. کوتاه باشد، یا باید عکس را روتوش کرد یا زیر ستون چیزی گذاشت که بلندتر شود. تدبیر آسمانی گبر سلاسی این بود که هنگام جلوس بالشی زیر پاهاش بگذارند. اما نهادن بهموقع بالش به زیر پای همایونی به این آسانیها نبود. شخصی که بدین شغل گمارده شد، ۲۶ سال وظیفهای جز بالشکشی و بالشگذاری نداشت. او در همهی مسافرتهای امپراتور همواره از ملازمان رکاب بود، چون شایسته نبود امپراتور سرین مبارک را بر نشیمنگاهی جز اورنگ شاهی بنهند. و چنین بود که همایونی به هر کجای عالم که نزول اجلال میفرمودند، اورنگشان را نیز همراه میبردند.
در جستجوی سعادت بشری
نقد کتاب: در جستجوی سعادت بشری ــ ارسطو در زمرهی فلاسفهایست که خود را در جایگاه تعریف سعادت غایی انسان و تعیین مصادیق آن میدیدند. از منظر ارسطو، یکی از پیششرطهای دستیابی انسان به سعادت، عضویت در یک اجتماع سیاسی است. او این وضعیت را بهتفصیل در کتاب سیاست شرح میدهد؛ پس یکی از پایههای این سعادت را باید در کتاب سیاست یافت؛ اما ساختمانِ سعادتِ ارسطویی بدون ستون دوم آن، یعنی اخلاق، ناقص میماند. با توضیحات ابتدای متن، هنوز هم حق دارید که به این ادعای ارسطو شک کنید. شاید فکر میکنید که تعریف سعادت بشری، لااقل برای انسان، مأموریتی غیرممکن است. اما من حدس میزنم که ارسطو در پایان کتاب نظرتان را تغییر خواهد داد.
چرا انقلاب انقلاب است؟
نقد کتاب: چرا انقلاب انقلاب است؟ ــ دیدگاه آلن بدیو در خصوص رخداد ــ حقیقت برپایهی ایدهایست که تماماً با رویکرد لکان در خصوص برساخته شدن سوژه مطابقت دارد. بدیو بین دو مفهوم «معرفت» و «حقیقت» تمایز قائل است: به اعتقاد او معرفت، شناخت ما از امور تجربی و عینی و انضمامیست. حال آنکه حقیقت امریست تماماً سوژهمحور که فقط در افقِ سوژهی انسانی رؤیتپذیر است. یعنی حقیقت تنها در نظرگاه انسان درست آنجا قابل شناسایی است که واقعیت اجتماعیِ تثبیتشده از هم میگسلد. بهبیان بدیو، رخدادی که در عرصهی سیاست و علم و هنر و عشق رخ میدهد بهمنزلهی شکافیست در وضعیت قبلی و این بهترین مجال را برای ظهور سوژهی کنشگر فراهم میکند.
استعارههای گمشده
نقد کتاب: استعارههای گمشده ــ مسئله بر سر استعارههایی است که ما نمیدانیم استعارهاند و هیچگاه به آنها توجه نکردهایم. این استعارهها از کجا آمدهاند و تا کجای فهم ما از جهان نفوذ کردهاند (مانند آب یا یک مایع دیگر که میتواند نفوذ کند)؟ آیا نباید بپذیریم که فهم ما از جهان استعاری است و ذهن ما با استعارهها با جهان مواجه میشود؟ زمان مانند یک رود میگذرد، انرژی ما مانند جیوهی درون دماسنج بالا و پایین میرود، ذهن ما مانند یک ظرف درون و بیرون دارد و ۸۲۳۰; . آیا جهان را به شکل دیگری هم میفهمید؟
فرمالیسم، از سر خط
نقد کتاب: فرمالیسم، از سر خط ــ آیخنباوم میگوید: «مسئلۀ اساسی فرمالیستها روش مطالعات ادبی نیست، مسئلۀ آنان ادبیات به منزلهی موضوع این مطالعات است». مثلاً ممکن است ما ریتم را در شعر تابع عروض بدانیم و عروض را فرع بر معنی ارزیابی کنیم. در این صورت ریتم مفهومی انتزاعی خواهد بود که خود را بر شعر تحمیل میکند. و آنگاه شعر چه خواهد بود؟ شعر «معنی» خواهد بود که شاعر میکوشد به واسطهی ریتم بیان کند. این طرز تلقی با ایجاد ثنویتی مصنوعی سطر شعر را به دو اقلیم «معنی» و «صناعت» تقسیم میکند. دردمندان را سفیران «معنی» به شمار میآورد، فکلکراواتیهای بیدرد را رهگمکردگان طریق «صناعت». اما مطالعۀ نظرورزانۀ اُ. بریک به ما نشان میدهد که ریتم مقولهای انتزاعی نیست؛ ریتم در مرتبۀ نخست با اساس زبانی شعر یعنی جمله ارتباط دارد. ارتباط ریتم با عروض ثانویست. ریتم مکمل شعر [معنی] نیست، بنیان سازندۀ آن است.
بیپایانیِ روزِ بینان
نقد کتاب: بیپایانیِ روزِ بینان ــ برگشتم و انگار شخص پاسکوآل دوآرته در من حلول کرده باشد آن بخش را بازخواندم و یکلحظه دلم خواست تعدادی آدم که نمیبینم و نمیشناسمشان بردارند این کتاب را همزمان تو خلوتشان بخوانند و با خودشان فکر کنند: آخر رو چه حسابی پاسکوآل دوآرته، آن روستاییِ سادهزی که آنجور شیرین و لطیف محیط اطرافش را توصیف میکند، یککاره برداشت دو تا تیر چکاند تو تن آن سگ بیچاره؟ مگر چه کرده بود آن سگ؟ فقط داشت نگاه میکرد۸۲۳۰;
طرف غمگین زمین
نقد کتاب: طرف غمگین زمین ــ فلسفهی نیچه در دستان دلوز تیری است به سوی هدفی تازه: «تصویر جزمی اندیشه» یا همان اندیشهی منظم آکادمیک که جزمیت و حماقتش به زندگیهای ما شکلی محدود و غمگین بخشیده است: فرار از اندیشهی بدنی، عشق به تخصص، روشن بودن تکلیف و در نهایت معلوم بودن جایگاه. دلوز در مقابل این تفکر، نظمی کوچگرانه و بدنی را پیش میکشد: تصویر جدید اندیشه. این کتابی است بسیار شاد و گریزگر که همواره از وضع مستقر اندیشه بیرون میرود. کتابی شاد برای انسانی که «همیشه در طرف غمگین زمین زیسته است».
زمان بیزمانی
نقد کتاب: زمان بیزمانی ــ نُه فصل اول اعترافات مرور زندگی شخصی آگوستین به روایت خود اوست. یک زندگی پرتبوتاب، گناهآلود و شگفتانگیز که در نهایت به تأملات فلسفی بیزمانی در مورد زمان و جاودانگی ختم خواهد شد. این یکی از تکاندهندهترین و جذابترین کتابهای تاریخ فلسفه است. کتابی ادبی و داستانی که هنوز هم در بحثهای مربوط به زمان، یکی از مراجع مهم فلاسفه است. نسخهی فارسی اعترافات با ترجمهی خوب سایه میثمی و ویراستاری مصطفی ملکیان، نسخهای جذاب و خواندنی است که توانسته تا حدود زیادی تب و تاب و زیبایی نسخهی اصلی را منتقل کند.
بیایید کمی رمان بنوازیم!
نقد کتاب: بیایید کمی رمان بنوازیم! ــ اگر به شما بگویند رمانی نوشته شده که از اتاقهای نمور و دالانهای مخوف و تاریک شوروی استالینی آغاز میکند و به آخرین دستاوردهای فیزیک مدرن در قرن بیست و یکم میرسد نظرتان چیست؟ داستان یک نقاش روس که آرزو داشته داوینچی شود اما سر از ادارههای سانسور شوروی درآورده و از هنرش برای حذف چهرههای مغضوب حکومت در تصاویر استفاده میکند، با سفری رنگارنگ و طولانی به یک سفینهٔ فضایی خواهد رسید که مشغول خروج از منظومهٔ شمسی است. آیا این یک داستان علمی ــ تخیلی است؟ نه. یک داستان «واقعگرا»ست. حتماً با خود میگویید چنین طرحی بهطور قطع شکست خواهد خورد.