پرومته یا اُدیپ؟
نقد کتاب: پرومته یا اُدیپ؟ ــ اما زمانی در قرن بیستم و تحت تأثیر فجایع و شروری که در پی وقوع جنگهای جهانی اول و دوم پدید آمدند، پرسشی کانونی مطرح شد دال بر اینکه شاید این مدرنیتهی ادعایی، آنچنان هم پاک و درخشان و مشروع نبوده که در بستر خود چنین فرزندان طاغی و چنین وقایع شرمآوری را پرورانده است. شاید اُدیپیست که صرفاً ژست معصومانهی یک پرومتهی رنجور و فداکار را به خود گرفته است؟ حول این پرسش، جدالی نفسگیر درگرفت و عدهای از برجستهترین چهرههای قرن بیستم در حوزهی الاهیات و تاریخ را، با قلمهایی آخته، وارد نبردی تئوریک کرد. مایکل آلن گیلسپی نیز کوشیده تا آتش نبرد مزبور را، با گشودن جبهههای تئوریک جدید، زنده نگاه دارد. موتور این نزاع، سوخت خود را از پرسشی تأمین میکند که البته خود محلِ پرسش است: آیا مدرنیته فرزندیست مشروع که بعد از رسیدن به بلوغ از والدین خود جدا شده و به مسیر خود رفته است یا طفلیست نامشروع و نوپا که صرفاً محبت والدین مسیحی خود را پاک فراموش کرده است؟ پرسش جذابیست، نه؟ پاسخهای جذابتری هم دارد که یکی از آنها همین کتاب است.
کلیسا همیشه پشت در است
نقد کتاب: کلیسا همیشه پشت در است ــ کتاب «جنگ آخرزمان» بر اساس واقعیتی تاریخی نوشته شده است. واقعیتی خونبار بهسرخی تاریخ و تلخ بهسیاهی جنگ و حیرتانگیز بهوسعت جهل. اما این گزندگی با شیرینی روایت و قصهپردازی دلنشین نویسندهای چیره، چنان محو میشود که ندانسته با شخصیتهایی عجیب همداستان میشوید و با راوی به دهکدهای دوردست، میان مردمی سهلاندیش و سختایمان، قدم میگذارید و صحرای محشر را زندگی میکنید و نمیفهمید چطور این نهصد صفحه را تمام کردهاید.
این رمان بزرگ را ماریو بارگاس یوسا نوشته است. نویسندهای که قبل از هرچیز قصهگفتن در خونش است مثل «مردی که حرف میزند»، و عبداللّه کوثری به فارسی ترجمهاش کرده است؛ مردی که ترجمه به خونش آمیخته است.
داستان ــ بازی
نقد کتاب: داستان ــ بازی ــ و به کجا باید بازگردید؟ جایی شبیه به همینجایی که رفته بودید و چیزی در کار نبود. رمان تریسترام شندی استرن یک چنین چیزی است. متنی یکه و شگفت، پر از بازیهایی حلناشدنی و تکرارشونده که مدام داستان را به تعویق میاندازند. تجربهای که در طول خواندن این کتاب خواهید داشت یک تجربهی ادبی یگانه و کمیاب است که شاید در طول عمرتان تنها یک بار رخ دهد.
ترجمهی ابراهیم یونسی هم واقعاً دقیق و جذاب است.
ویرانی تاریخ و آیندهٔ ناانسانی
نقد کتاب: ویرانی تاریخ و آیندهٔ ناانسانی ــ ماشین نوشتاری بیضایی ماشین تولید بیوقفهی وانمودههاست. این ماشینی جنگی است که فرهنگ نفرتانگیز ما را بیوقفه متهم میکند. خلیفه دستور داده تا متون کهن را تحریف کنند و اصل آن را بسوزانند. نویسندهای که خلاف میل سلطان داستان و تاریخ را روایت کند باید کشته شود. زنان همچون همیشه قهرمانان این سه روایت بیضایی هستند: آنان تاریخ را از چنگال سلطهی مردانهی حقیقت ــ شاهنشاهی میربایند. از زنان دربار ضحاک تا زن و خواهر نویسندهی الف لیله و لیله، تا زنان قاجاری که کتابخواندن بر ایشان ممنوع شده. اما این بار هم زنی هست که نه تنها در تخطی خویش کتاب ممنوعه را خوانده، که دور از چشم مردان متن را تحریف هم کرده: تاریخ زنانه. تاریخ بیضایی تاریخی زنانه است، تاریخ فرودستان، مبارزان، ستیزهجویان، در برابر هژمونی تاریخ حقیقت، تاریخ مردانهی تعالی. بدعت، ترجمه، تحریف و اسطوره: اینها قوای امر زنانهاند که بیضایی علیه افتخار و هستهی سخت الاهیاتی یک تاریخ مردانه پیش میکشد.
ردّ خونین توجیه
نقد کتاب: ردّ خونین توجیه ــ شاید با شنیدن این که عدهای اطراف این دیکتاتور بودهاند که سیویک سال جنایت را برای رسیدن به دومینیکنی آزاد و مدینۀ فاضلهای در چشمانداز تحمل کردهاند، خندهای از سر تمسخر بزنید. شاید هم از سستعنصریشان خشمگین شوید. به هر حال بهتر است قضاوت را به بعد از خواندن رمان «سور بُز» موکول کنید. رمانی با سه خط روایی که هر روایتش در گرماگرم مواجههای نفسگیر میگذرد. مواجهۀ دختری زخمخورده با پدری ناتوان، مواجهۀ مبارزینی بهستوهآمده از وضعیت موجود با ترس، مواجهۀ دیکتاتوری با مشکلات پیش رو. رواداری اطرافیان با مستبدان تاریخ، از کالیگولا گرفته تا تروخیو، بر هر خط ثقلی که استوار باشد، رگوریشهای پیوندخورده با سکوتی از سر مصلحت دارد؛ مصلحتی که سری در آخور توجیه بسته است؛ توجیه خون و تجاوز و جنایت. اما ما در مواجهه با تاریخ میآموزیم که هر پایی که از رد خون عبور کرد، هرگز نمیتواند بیردپا به عقب برگردد. حتی اگر مثل «آگوستین کابرال» تمام عمرش را در حسرت بخشایش بگذراند.
انقلاب، ملخها و گاوها
نقد کتاب: انقلاب، ملخها و گاوها ــ بیایید تصور کنیم که ادموند برک کسی بود که اتفاقاً بر خلاف آن فرانسوی، پاسخ عباسمیرزا را در آستین داشت. ازقضا «تأملاتی بر انقلاب در فرانسه» درواقع نه کتاب، که نامهای مفصل بود از سوی پدر محافظهکاری مدرن، خطاب به یکی از جوانان انقلابی و پرشور پاریسی. برک در این کتاب، راز تداوم شگفتانگیز حیات سیاسی در بریتانیا را حفاظت از سنتها، نهادها و رویههای سودمند سیاسی این کشور و دلیل تناوردگی این درخت کهنسال و قدیمیترین دموکراسی جهان را هرس بههنگام و بهاندازهی شاخوبرگهای آن میداند. او که خطیبی زبردست و سیاستمداری کارکشته بود، با نوشتن این اثر، سنگبنای سنتی را گذاشت که در آن اصل بر حفظ سنتهای خوب و پرهیز از تغییرات بنیادینیست که احتمالاً به نتایجی بهمراتب بدتر از وضع موجود میانجامند. بنابراین و از این منظر، انقلاب آخرین مستمسکی خواهد بود که برای تغییر وضع سیاسی میتوان بدان متوسل شد. دقیقاً التزام به همین اصل است که خط فارقی میان سنت سیاسی بریتانیا با همتای فرانسوی خود ترسیم میکند.
مگر خاک و مگر سنگ
نقد کتاب: مگر خاک و مگر سنگ ــ در این میان جاناتان کالر کسی بود که همسو با نظریهی دلالت پویا و تعلیق معنای دریدا و ریفاتر، و نظریهی مرگ مؤلف بارت و تولد خواننده، جریانی پساساختگرایانه در نظریهٔ نشانهشناسی و نقد ادبی ایجاد کرد که با به چالشکشیدن و فاصلهگیری از دلالت ثابت سوسور جان گرفته بود. جریانی که کالر، در کتاب «در جستجوی نشانهها» مکتوبش کرد و در همین جستجو، با کشیدن پای نظریهی مرحلهی آینهای لکان میان مبحث نشانهها، مسیری نو در نشانهشناسی ایجاد کرد که راهش را نسبت به دیگر نشانهشناسها و آثارشان متفاوت و برجسته کرد.
مسیح رهاشده
نقد کتاب: مسیح رهاشده ــ میخواهید بدانید آخرش چه خواهد شد؟ به شما میگویم اما قبل از آن باید بپرسم که چرا چنین شخصیتی را به دنیا آوردهاید؟ فقط برای این که ببینید یک مسیح بدون حمایت خداوند در یک جامعهی تباه و فرسوده چه خواهد کرد؟ حقا که نویسندهی ظالمی هستید مخصوصاً اگر چنان نویسندهی درخشانی باشید که آدم نتواند از خیر خواندن رمانتان بگذرد و مجبور شود هزار صفحه همراه با شخصیت اصلی رنج بکشد و دیگران را رنج دهد و راهی جز بخشایش هم نداشته باشد. داشت یادم میرفت! اگر میخواهید بدانید آخر کار این ابله دستساختهی شما چه خواهد شد، رمان «ابله» داستایفسکی را بخوانید و یادتان باشد ترجمهی سروش حبیبی، به اندازهی همین ترجمهای که من معرفی کردهام با ارزش و خواندنی است.
راهنمای کاربران مغز
نقد کتاب: راهنمای کاربران مغز ــ ساختار مغز قابلیت تغییر دارد چرا که مغز یک موجود زنده است نه صرفاً یک نقشه که اطلاعات ژنها را بازنمایی کند. نوع خواب، خوراک، ارتباطات و فعالیتهای شما، بر مغزتان تأثیر میگذارد و آنرا دوباره سیمپیچی میکند. عبارت اصلی کتاب همین «سیمپیچی» است: نورونها میتوانند کاربریشان را تغییر دهند و با نورونهای جدید وارد رابطه شوند و در نتیجه نوع ادراک شما از جهان را دگرگون کنند. شما میتوانید از طریق تمرین و تکرار، قابلیتهایی را در مغز (و به تبع آن در بدن) خود به وجود بیاورید که قبلاً نداشتهاید.
ژنتیک قصههای جهان
نقد کتاب: ژنتیک قصههای جهان ــ از قصههای بومی تا کارتونهای وارداتی آنچه در یادمان مانده «نقشه» و «ریخت» مشخصی از ساختار این قصههاست که در نهایت همهی آنها را با تمامی نقش و نگارهای متفاوت به هم پیوند میزند. نهتنها پیکرهی قصههای کودکی ما که پیکرهی قصههای همهی کودکان دنیا از مصالح یکسانی ساخته شدهاند. این را من نمیگویم. پژوهشگر مهم روسها ولادیمیر پراپ میگوید: قصهها از عناصر محدود و مشخصی تشکیل شدهاند و استخوانبندی مشخصی دارند. (حالا به چه دلیل؟ شاید جواب در استخوانبندی یکسان مغز بشر باشد.) پراپ از پژوهشگران موفقی بود که دست گذاشت روی این شباهتها و نقشه و ساختار کلی تمام قصههای جهان را با حلقههای مشخص و محدودی به هم پیوند داد.