توهمها و توطئهها
نقد کتاب: توهمها و توطئهها ــ اکو در این داستان با قرار دادن یک شخصیت خیالی در محیطی تاریخی و واقعی و دادن جایگاهی شوم و پست به او همراه با انواع رذایل اخلاقی سعی در ترسیم فضایی دارد که در آن دوران برقرار بوده است. او تحت تأثیر شدید بورخس، نسخهای خیالی از داستانی واقعی پرداخته است که در آن جعل یک سند تأثیر مهمی در دنیای واقعی دارد. همین قراردادن خیال در یک واقعهی تاریخی است که به او اجازه میدهد، زوایای پنهان تاریخ را بکاود و برملا کند. موضوع اصلی این داستان، توطئه و نفرت پراکنی و ریشههای آن است. این رمان کتابی جذاب برای دوستداران تئوری توطئه است.
هومو اکونومیکوس
نقد کتاب: هومو اکونومیکوس ــ اما آنچه معرّف زمانهی مدرن بود عبارت بود از جستجوی پاسخ این پرسش در قلمرویی جدید: اقتصاد. این نخستین بار بود که اقتصاد سیاسی چنین رابطهای با عقلانیت حکمرانی پیدا میکرد: اگر یکی از مهمترین پرسشهای فلسفهی سیاسی همواره این بود که دولت تا چه اندازه باید در زندگی اتباع مداخله کند و از کجا به بعد باید عقب بنشیند، یا به عبارت دیگر، چگونه باید حد نفوذ اقتدار دولتی را مشخص کرد تا پا از آن فراتر نگذارد، عقلانیت حکمرانی لیبرال به شما میگفت معیار اصلی عبارت است از کمینهسازی میزان مداخلهی دولتی در حیات انسانی.
پرومته در زنجیر
نقد کتاب: پرومته در زنجیر ــ این فرآیند یعنی تبدیل انسانهایی رها و آزاد به موجوداتی دربندِ اجتماع که یوغِ قانون بر گرده دارند، وجدان روسو را معذب ساخته بود. در نظر او وضع طبیعی برخلاف نظرگاه هابز، وضعیتی آزاد و رها بود که قیود جامعهی مدنی یا سیاسی، معصومیت آن را خدشهدار میساخت؛ انتقال از انسان طبیعی به انسان سیاسی یا مدنی مستلزم تبیینی بود که بهناچار پای تاریخ را به میان میکشید. تلاش روسو در این مسیر به نخستین جرقههای انسانشناسی مدرن بدل شد. روسو وظیفهی خود را نه بازگشتی خیالین به وضعِ نخستینِ انسان طبیعی، بلکه بهبود وضع انسان مدنی، از رهگذر مشروعیتبخشی به زور و ترسِ ناشی از برقراری حاکمیت قانونِ مطلوب، میدانست. به باور روسو، علیرغم وجود مغاکی عمیق میان انسان طبیعی و مدنی و با اذعان به اینکه دیگر امکان بازگشت به دوران خوش زندگی در وضع طبیعی میسر نیست، هنوز هم میتوان خودِ ایدهی قرارداد اجتماعی را به زنجیری برای مهار گردنکشی لویاتان حاکم بدل ساخت.
قضیهی بمب اتم
نقد کتاب: قضیهی بمب اتم ــ دنیا بدون انرژیای که یکی از دستاوردهایش بمب اتم است چگونه دنیایی میشد؟ آیا از اینکه هست، تاریکتر میبود یا شکل دیگری مییافت؟ معادلات سیاسی و نزاع قدرتها چه شکلی میشد و به کجا میرسید؟ بیایید فکر کنیم که اگر بمب اتم ساخته نمیشد عاقبت جنگ جهانی دوم چه میشد و در نهایت زندگی بشر در چه مسیری میافتاد. ساختارهای اجتماعی و سیاسی و نظامِ قدرتهای جهانی و اقتصادهای کلان که پس از جنگ جهانی دوم دگرگون شدند، چگونه میبودند؟ هولانگیز نیست؟ آیا این جنگ بدون بمب اتمی و ویرانیِ هیروشیما و ناکازاکی پایان مییافت؟ چگونه پایانی؟ میشد که بمبی ساخته نشود و جنگ و کشتارهای عظیم پایان یابد؟ میشد که بمبِ ساختهشده استفاده نشود و جنگ پایان یابد یا اینکه ساخت و استفاده از بمب اجتنابناپذیر بود؟
فروید بر مبل قرمز
نقد کتاب: فروید بر مبل قرمز ــ فروید عمر خود را صرف کرد تا بتواند دستی باشد که ما را از خودمان بیرون میکشد. چراغی که راه را میان تاریکیهای عمیق تنیده درهزارتوهای خویشتن درونمان، روشن میکند. او از ما میخواهد که بنشینیم و بدون فکر از خودمان بگوییم. و این یکی از سختترین کارهای ممکن برای هر انسانیست. مواجههای سخت، بدون خودسانسوری، بدون ملاحظه. چه کسی از پس چنین آزمون تن به تنی با خویشتنش پیروز بیرون میآید و اصلاً پیروزی در برابر عریان کردن فکر خود یعنی چه؟ شاید معنایش یافتن راه گریزی از ناچاریهای سرگردانکننده باشد. گریز از رفتارهای ندانم. هر کس از خود خلاص شود، راه را در این ناهموارِ ابدی بر خود هموار ساخته است.
آزمودن زندگی
نقد کتاب: آزمودن زندگی ــ از میان تمام دانشمندان، نویسندگان، هنرمندان و بسیاری افراد و اقشار دیگر که بارها بیش از هایدگر به نازیسم اعتقاد داشته و بدان خدمت کردند، چرا وقتی به هایدگر، یعنی به یک فیلسوف، میرسیم، فهم و تبیین مسئله چنین پیچیده میشود و جدالبرانگیز؟ چرا در مورد فیلسوفان است که هر موضعگیری سیاسی یا اخلاقی بیدرنگ به محتوای تفکر آنها مربوط میشود؟ فارغ از ماجرای هایدگر، این نکته انکارنشدنی است که برخلاف دیگر شاخههای معرفت بشری، فلسفه هرگز نمیتواند از اخلاق و سیاست در معنای کلی آنها، یعنی «شکلهای زیستن و کنش»، جدا باشد. به گفتهی پییر ادو، فلسفه نزد باستانیان درواقع بیش از هر چیز شکلی از زیستن بوده است.
نابغهای همبستر با کتاب آشپزی
نقد کتاب: نابغهای همبستر با کتاب آشپزی ــ شبها چند ساعت بیشتر نمیخوابد. هر روز ــ حتی آن هنگام که مجّدانه در حال نقاشیست ــ دو بطری بزرگ شراب سفید را حریصانه مینوشد ولی هرگز مدهوش نمیشود؛ مست آری ولی مدهوش نه، چنانکه نتواند نقاشی کند. او میگوید: «کار کردن در خماری را دوست دارم، چون توان ذهنیام را به مرحلهی انفجار میرساند و به ایدههایی که دارم وضوح میبخشد!» حالا شما پاسخ دهید۸۲۳۰; آیا مایل هستید تا با کسی که در زندگی روزمره چنین عادات خارج از نُرمی دارد گفتگو کنید؟ اصلاً به نظر شما میتوان برای چنین گفتگویی پایانی متصور شد؟ و اینکه در نهایت آیا میتوان انتظار داشت که پاسخهای فرد مصاحبهشونده قابل استناد باشد؟ شما را نمیدانیم ولی پاسخ روزنامهنگار و منتقد هنری ما به همهی این پرسشها این است: «بله! چون همواره باید به نابغهها اعتماد کرد! حتی اگر نحوهی ارائهی نبوغ از سوی آنها چنان دهشتناک باشد که شما را وحشتزده کند!»
همدردی با درد
نقد کتاب: همدردی با درد ــ بیایید بپرسیم درد چیست؟ شده است به چیستیِ چیزی که همیشه در معرضش هستید فکر کنید؟ چیزی که بخشی از تصورات و خاطرات و احساسات آدم با آن یا در مقابل آن شکل گرفته است، چیست؟ آیا درد همیشه چیزی منفیست؟ یعنی چیزی که ذهن و تمام اجزای بدن انسان در برابرش بایستد و در جهت نابودیاش عمل کند. یا گاهی در فرهنگهای گوناگون ممکن است معنایی مثبت به خود بگیرد؟ آنچه امروز تصور رایج از درد است، در تعریف «سازمان بهداشت جهانی» از سلامتی منعکس شده است: «منظور از سلامتی، غیاب کامل درد و رنج است.» اثباتِ سلامتی، مبتنی بر نفیِ مطلق درد است، یعنی که بلندپروازانهترین سطح برای سلامت بشر هنگامی محقق میشود که با درد ــ یا همان دشمن سلامتی ــ آنقدر مبارزه کنیم که از بیخ از بین برود. پزشکی مدرن هم به کمک این تلقی از درد آمده و زمینهای به وجود آورده است که این رؤیا تا حد زیادی محقق شود. اگر درد آن چیزیست که آزاردهنده است، پس بشر باید همهٔ توان و دانش خود را وقف از بین بردن آن کند.
سخت انسان ماندن چون برانژه
نقد کتاب: سخت انسان ماندن چون برانژه ــ و انسان چنین به کرگدن تبدیل میشود. از پوست کلفت خود لذت میبرد، آن را جزو طبیعت و نماد قدرت میبیند. به شاخ روی سرش مینازد و از انسان بودن انصراف میدهد و این قصۀ باورنکردنی را تا انتها پیش میبرد. تا سرایت به همه. تا وارونه شدن تمام ارزشهای انسانی. تا جایی که عادی بودن در اکثریت معنا میشود و نه در خود «عادی بودن». آیا در این شرایط، چارهای برای انسان ماندن هست؟ برانژه این گزیر را به ما نشان میدهد. او با نخواستن این پوستۀ هولناک، در لحظهای که از پنجره به جماعت کرگدنها نگاه میکند تصمیم قطعی خود را میگیرد: «من از شما پیروی نمیکنم. نه. من از شما پیروی نمی کنم!» او شعلۀ عشق را در خود زنده نگه میدارد و به یاری آن انسان میماند، حتی وقتی معشوقش دست از انسان بودن میکشد و کرگدن میشود، او همچنان پابرجا میماند. شاید برانژه چنان سخت انسان است که حتی اگر بخواهد نمیتواند انسان نباشد!
تقریر عشق
نقد کتاب : تقریر عشق ــ یکی از پاسخ ها نه در پایان کتاب که در میانهی آن رخ میدهد. آنجا که تحت عنوان قدرت تخیل از وحدت نخستین یا همان آرامش رحم مادر سخن میراند. این ناکامی در بازگشت به رحم مادر این سخن را به یاد میآورد که «بعد از آمیزش هر حیوانی غمگین می شود». چرا که بدن گنجایش میل و تخیل فورانی و بیکران را ندارد؛ به عبارت دیگر بدن محدود سدی برای میل نامحدود میشود زیرا فانتزی هیچگاه به حقیقت نمیرسد و میل همواره میل دیگری را به دنبال دارد. تنهایی اگزیستانسیالیستی بشر هیچ گاه درمان نمیشود. ترس متقابل از فیگور مادر پرقدرت و نظام پدرسالارانه چون مغاکی در برابر یکدیگر رخ میگشایند. از سوی دیگر ما هیچگاه به زهدان مادر خود برنمیگردیم و از این رو همیشه فاصلهای هست.