عشق از سر خودخواهی یا بخشندگی
نقد کتاب: عشق از سر خودخواهی یا بخشندگی ــ ایشی گورو در نخستین کتابش بعد از دریافت جایزۀ نوبل ادبیات، به سراغ جهان آینده میرود و جهان در حال تغییر ما را از نگاه یک ربات، یک «دوست مصنوعی» نشان میدهد. رباتی که قرار نیست هرگز قیام کند. در عوض، او از نسل رباتهایی است که بهسادگی آنچه را که ما از آنها میخواهیم انجام میدهند و هر کار کوچک و ناخوشایند را میپذیرند. «کلارا» همچون سایر شخصیتهایی که ایشی گورو خلق کرده سرشار از حس تعهد و خدمت است. او رباتی است که تفسیر منحصربهفرد خودش را از انسان و پیرامونش دارد. ماشینی که برای کمک به کودکان برنامهریزی شده و وظیفۀ اصلی او این است که احساس تنهایی را کمتر کند. اما با وجود این، صرفاً یک ربات است، با هدفی مشخص و آگاهیای محدود. کلارا با وجود دامنهٔ عاطفی محدودی که دارد بهتر از هر انسانی میبیند و احساس میکند و معنی دوست داشتن را میفهمد. جهانی که ایشی گورو به ما نشان میدهد جهانیست بهشدت طبقهبندیشده. جامعهای پر از شکافهای عمیق اقتصادی و اجتماعی، شکلگرفته از افرادِ تنها؛ افرادی که چون در طبقات مختلف قرار گرفتهاند نمیتوانند آموزشهای یکسان ببینند و آیندهای کاملاً متفاوت را تجربه خواهند کرد؛ نسلی با ژنهای مترقی، اما تنها.
عقدهی اودیپ و نجاست مقدس
نقد کتاب: عقدهی اودیپ و نجاست مقدس ــ کشتن حیوان توتم (که نماد پدر است) و میل به زنای با محارم (عقدهی اودیپ) مهمترین تابوها محسوب میشوند. مابقی داستان فروید داستانی آشناست: میل دوگانه نسبت به پدر و جایگاه او در بین پسران قبیله، رشکبردن نسبت به قدرت و استیلای او و همزمان وحشت و نفرت و رقابت، موجب شد که طغیان پسران بر ضد پدر، قتل او و تصاحب مادر، همزمان یک پیروزی بزرگ و نیز شکستی عظیم باشد. احساس گناه ناشی از این جنایت در خاستگاه، در سپیدهدم تمدن، تا همیشه و هنوز همراه ابنأ بشر بوده است: محوریت دین و گناه، مبادله و سود، در تمدن بشری درست از همینجا برخاسته است. کارکرد شگفت مکانیسم قربانی و هراسهای وسواسی جملگی برآمده از همین واقعه است، برخاسته از خاطرهی جنایتی که در مبدأ و خاستگاه تمدن نهفته است.
عاشقانه در جنگ
نقد کتاب: عاشقانه در جنگ ــ تراژدی کمدی را نمیبیند. وقت و حوصلهای برای دیدن عشق ندارد. رخ میدهد و پیش میرود و همه چیز را با خود نابود میکند. کمدی تراژدی را میبیند اما آنرا نادیده میانگارد. روی خود را به سمت دیگری برمیگرداند و به داستان عاشقانهی کوچک، صمیمی و شخصی خود میپردازد. این همان نکتهای است که ما برای معرفی این کتاب روی آن حساب کردهایم. این بیتوجهی و بیخبری تراژدی و کمدی از یکدیگر، حتی زمانی که با هم و در دل هم پیش میروند. صحنهی هولناک تراژدی، یک عشق ساده را به کمدی مبدل میکند و بیتوجهی بچگانهی دو عاشق به جهان اطراف، از جنگ جهانی اول یک تراژدی تکاندهنده میسازد. این است نوآوری درخشان رولان در داستانی که تماماً با زبانی شاعرانه و توصیفهایی بسیار بدیع و جذاب روایت شده است. میگویید: «چگونه ممکن است تراژدی و کمدی عاشقانه را در هم آمیخت؟»
چه باید کرد؟ راهی هست؟
نقد کتاب: چه باید کرد؟ راهی هست؟ ــ این کتاب حاصل «خسته شدن از خستگی» ملّت چک است. کتابیست که مردمی را از اعماق یأس و امیدباختگی به شناخت دقیق زیر و بالای حکومتی دیکتاتور هدایت کرد و از متون مقدس انقلابی شد که چند دهه بعد نظام دیکتاتوری چکسلواکی را به لژ حکومتها پرتاب کرد: به قبرستان تاریخ. اگر سرخورده شدهاید، اگر گیج شدهاید، و اگر میخواهید یکی از مهمترین متنهای زمانهٔ ما را بخوانید، در اولین فرصت این کتاب را پیدا کنید بارها بخوانید.
آزادی و جذابیت پنهان پوچی جهان
نقد کتاب: آزادی و جذابیت پنهان پوچی جهان ــ سارتر نه فقط پدیدارشناسی نابغه، که رماننویسی بیبدیل نیز بود که به شما اجازه میداد پیچیدهترین مفاهیم فلسفی را در زیست پرسوناژها تجربه کنید. هرچند امروز از زمانهی رونق اگزیستانسیالیسم فرسنگها فاصله گرفتهایم، اما هر بار رجوع به آثار درخشان سارتر ما را به هیجان میآورد، فیلسوفی که از فلسفهی نظرورزانه حالش به هم میخورد و بیوقفه بر آزادی ما در مغاک پوچی جهان پافشاری میکرد. هرچند به نظر میرسید از فلسفهی سوژهی سارتر با اوجگرفتن پساساختارگرایی دیگر جز خاطرهای باقی نمانده باشد، اما امروز بیش از هر زمان شاهد بازگشت به سارتر هستیم، آن هم در آثار بزرگترین و نوآورترین فیلسوفان زندهی امروز، کسانی چون الن بدیو و کونتن میسو.
همبودگی آینده
نقد کتاب: همبودگی آینده ــ اگر هنوز ترغیب نشدهاید که به سراغ کتاب بروید، باید بگویم که این کتاب، مانند بسیاری از کتابهای معروف فلسفه، یک اتوپیانامه است. کتابی که قرار است در تحقق اتوپیایی بکوشد که فلاسفه همواره وعدهی آنرا به بشر دادهاند. بله! ادعایی همینقدر بزرگ و دیوانهوار: تحقق یک اتوپیا و تکمیل سعادت انسان. دیوانهوارتر هم میشود اگر بدانید که این ادعا معطوف به آینده نیست. این کتاب میخواهد اتوپیا را در همین لحظه بالفعل کند. در همین جا، در زمان حال، در زمانی که نمیگذرد، در «زمانی که باقی میماند»۸۲۳۰;
نگاه شکاک به واقعیت
نقد کتاب: نگاه شکاک به واقعیت ــ کژ نگریستن یعنی چه؟ چرا باید انسانی به موضوعی کژ بنگرد؟ کژ نگریستن چه ضرورتی دارد؟ ژیژک پاسخ میدهد که کژ نگریستن نه یک ژست یا رفتار جسمانی مربوط به عضلات چهره، که اساساً مفهومی فلسفی است. مفهومی با یک مشخصهی بنیادین که بهسبب آن هرگز نمیتوان واقعیت را آنگونه که ارائه میشود، فهم کرد. چون آنچه در برخوردِ اول از واقعیت آشکارا دیده میشود، بسیار گمراهکننده است به این دلیل که واقعیت انسانی پیوسته همراه با فریبندگی و تحریف است. چنانکه لاکان میگوید انسان تنها موجودیست که با بیان حقیقت میتواند دیگری را بفریبد.
تاریخ فراموششدهی اذهان درخشان
نقد کتاب: تاریخ فراموششدهی اذهان درخشان ــ لئو اشتراوس با سلاح متنگرایی به جدال تئوریک با این دگم غالب قرن بیستم رفت و گرچه موفق به شکستن هژمونی آن نشد اما اثراتی نازدودنی برجایگذاشت که ماحصل آن را در «تاریخ فلسفهی سیاسی» میبینیم. اثری که حتی از حیث صوری نیز بازتابندهی اغراض نظری او در فهم فلسفهی سیاسی به مثابه دیسیپلینی خودبنیاد و تأثیرگذار است. در این اثر، هر فصل به یک فیلسوف اختصاص دارد و در آن صرفاً بر متون اصلی همان فیلسوف تمرکز میشود و از حیث روششناختی نیز تحتتأثیر شیوهی تفسیری اشتراوس قرار دارد. در واقع کل اثر مصداق سنجش عملی تز اصلی اشتراوس از فلسفهی سیاسی به مثابه سیاست فلسفی و کشف استراتژی نوشتاریِ فیلسوف است. متنی که در آن بیش از هر چیز با خود فیلسوفان و نه تاریخ سیاسی-اجتماعی دوران زندگیشان مواجه خواهید شد و تجربهای مشابه ماکیاولی را از سر خواهید گذراند، حضور در ضیافت شبانهی اذهان درخشان.
وجدان خالق کجاست؟
نقد کتاب: وجدان خالق کجاست؟ ــ اسکار وایلد، خالق شخصیت دوریان گری، با کمک جادو هنری را در هنری دیگر خلق کرده است و از جاودانگیِ تصویرِ زیباییِ دوریان تا ویرانیاش با تباهی اخلاق بهنرمی حرکت میکند و به جای نابودی مخلوقش، تصویر او را ویران میکند تا زیبایی ابدی را به مخلوقش هدیه کند. اما مخلوقش ناراضی از تباهی تصویر خود، این هویت دوگانه را نمیپذیرد و علیه خالق و علیه تصویری که هویت نابودشدۀ او را بر خود حمل میکند، دست به طغیان میزند اما شکست میخورد. دوریانِ زیبا با مرگْ هویت واقعی خود را به دست میآورد؛ آن خود تباه؛ هویتی که ذرهذره در عمر کوتاهش شکل گرفته اما بازتابی در نگاه خودش در هیچ آینهای نداشته است.
تالابتش اصوات
نقد کتاب: تالابتش اصوات ــ ترجیعبند، نقطهٔ پایان این واحد صوتی و آغازگاه واحد بعد است؛ بندآبی از بندآبهای گوادلکویر. آهنگ «آی» در اسپانیایی آمیخته به حسرت است. نامآوای حسرت است. پس مترجم «دریغا» را انتخاب میکند. هم «دریغ» است، هم به هجای «آ» میانجامد. «آه» را تداعی نمیکند؟ «شد» کوتاهتر و قاطعتر از «رفت» به گوش میآید. بر بافتار آرکاییک متن خوشتر مینشیند و فعل کشیدهٔ بعد را که حامل هجای «آ» هم هست زمینهسازی میکند: «بازنیامد». واژهٔ ir در اسپانیایی مصدر «آمدن» است. عشق سفر نرفته که برگردد. گوادلکویر از برف به گندم ننشسته که بازگردد. همچنان که گوادلکویر شد و بازنیامد، عشق هم شد و بازنیامد.