زمان زوال
نقد کتاب: زمان زوال ــ توماس جوان روزی به برادرش هاینریش نوشت: «ادبیات مرگ است و من هیچگاه نخواهم فهمید که انسان چگونه میتواند بردهی ادبیات شود بی آنکه از آن متنفر باشد». شاید مان هیچگاه به پاسخ این مسئلهاش نرسیده باشد اما برای ما حداقل یک پاسخ کاملاً روشن است: بودنبروکها. رمانی که مرگ در آن نه صرفاً یک موضوع، که شیوهی بیان و نظرگاه داستان است و با این وصف چنان درخشان که ما با خواندنش احتمالاً تا آخر عمر عاشق ادبیات خواهیم بود. رمانی که یکی از دروازههای ورودی قرنی است که در لحظهلحظهی آن «باد تغییرات» خواهد وزید. قرنی که «با گاوآهن واردش شدیم و با اینترنت از آن بیرون آمدیم».
هنر چهرهها
نقد کتاب: هنر چهرهها ــ از آنجایی که سینما به قلمرو سایهها تعلق دارد، واقعیتهای خیالی و فرمهای ناپایدار روی پرده را هرگز نمیتوان بهطور کامل درک کرد، نه در صحنههای انفرادی و نه در صحنههای متوالی؛ صحنهها تنها «احساس» میشوند؛ امری که رانسیر میگوید آماتورها راحتتر از عهدهاش برمیآیند. یعنی راحتتر احساس میکنند. از این روست که او ترجیح میدهد در قالب یک آماتور با آثار فیلمسازانی که دوست دارد ــ همانها که عموماً به پیچیده بودن مشهورند ــ مواجه شود. او مینویسد که یکی از این فیلمسازان بلا تار است. کسی که بهزعم رانسیر دیالکتیک خاموش فیلمهایش را میتوان در پرتو قاعدهی تحکمآمیز ویتگنشتاین فهمید: «فکر نکن. ببین!» چونکه در وهلهی نخست، هر کسی میتواند با ارزش چهرهها در سینمای بلا تار بیواسطه روبهرو شود، به این دلیل که دوربین او همیشه موفق میشود یک پرتره را برجسته کند.
خوشبختترین کتاب تاریخ
نقد کتاب: خوشبختترین کتاب تاریخ ــ یک خشم، یک دلهره، یک غم، یک قطره اشک. آیا تمام ایلیاد همین است؟ مسلماً نه. این کتاب، سپیدهدم ادبیات بشری است. داستان پهلوانانی که هیچگاه به خانه بازنگشتند و پدران و مادرانی که تا ابد سوگوار و عزادار ماندند. داستان باروهای افسانهای شهری بزرگ که با دستان پوزیدون و هرکول ساخته شده و خدایان به آن نظر دارند. داستان «یونان» در ابتدای درخشش بیمانندش. داستانی که در دستان اسکندر جای گرفت تا نقشه و تاریخ جهان را برای همیشه تغییر دهد. این خوشبختترین کتاب تاریخ است: کتابی که سه هزار سال است هر روز خوانده شده و خواهد شد.
گفتگوی آدمکش و فیلسوف
نقد کتاب: گفتگوی آدمکش و فیلسوف ــ راسکولنیکف نباید مرتکب قتل شود. چرا؟ بیشک به این دلیل که اگر هوس کند این حق را برای همگان مشروع بداند، خود او نیز کشته خواهد شد، و در نتیجه اساساً ارتکاب قتل منتفی است. پس راسکولنیکف برای آنکه به خود حق ارتکاب قتل بدهد، باید به دیگران نیز حق بدهد او را بکشند. اینجاست که جادوی کانت شما را مسحور میکند: حتی برای شکستن قانون نیز باید فرض کنید که اکثریت مردم قانون را نمیشکنند، وگرنه پیش از این شما را کشته بودند. کانت، همچون ارسطو، سخت بدین اصل پایبند است که انسان حیوانی سیاسی است، بهنحوی که هر کنش منفرد هر شخص را باید چنین سنجید: آیا بیان نظری این کنش قابلیت تبدیل به قانونی همگانی برای اجتماع را دارد؟ اگر پاسخ منفی است، اخلاق شما را از ارتکاب این کنش منع میکند. این گفتگویی است بین آدمکش و فیلسوف بر سر دموکراسی مدرن.
به میدان الکساندر، برلین
نقد کتاب : به میدان الکساندر، برلین ــ دوبلین بسیار خوب توانسته است وقایع پیدرپیِ سیاسی را تا به قدرت رسیدن ناسیونالسیتها در بیبرکپف به تصویر بکشد، همچنین شخصیت اصلی داستان و دیدگاههای متغیر سیاسیاش را. برای تفسیر این اثر سترگ دوبلین شیوههای بسیاری را میتوان به کار گرفت. اینجاست که نبوغ این رمان آشکار میشود. این که رمان آلفرد دوبلین تصویری صادق و بیرحمانه از شرایط اجتماعی یک کلانشهر بعد از جنگ جهانی اول است و دربردارندهٔ نقد اجتماعی، تنها یکی از منظرهای جالب است که خواننده میتواند در این رمان چندوجهی کشف کند.
نیرنگ هستی و اضطراب عدم
نقد کتاب: نیرنگ هستی و اضطراب عدم ــ هایدگر نیز همچون کانت متافیزیک را ناشی از تناهی انسان میداند، اما تناهی اشارتی است به نیستی، به فراتررفتن از تمامیت هستندگان، به این اندیشهی شگفت که هستیشناسی ربطی به هستندگان جزئی ندارد بلکه همواره ناظر به خود هستی است. اما هستی اگر هیچ هستندهی مشخصی نباشد، چیست جز نیستی؟! اگر به نظرتان اندیشهای غریب و درنیافتنی است، تنها نیستید: خود هایدگر نیز این خودپنهانگری هستی را «نیرنگ» یا «دسیسه»ی هستی میخواند.
آینهٔ خالی
نقد کتاب: آینهٔ خالی ــ فوکو نه در مقام کارشناس تاریخ هنر که در مقام یک فیلسوف میگفت که مانه رخدادیست که گفتمانی را که نقاشی غربی بر آن بنا شده، نابود کرد، آنهم بهواسطهی فضای بوم، نورپردازی و موقعیت تماشاگر، یعنی سه اهرمی که مانه با آنها مسیر نقاشی کلاسیک را تغییر داد. در این بین مهمترین نقاشی مانه از دید فوکو بار فولی برژه است (در اسلایدها آمده). پردهای که در آن بهدلیل وجود یک آینهی عریض در پسزمینه، آنچه بازنمایی شده نسبت به آنچه باید نشان داده شود اعوجاج دارد. یعنی نقاش هم آنچه را که در مقابلش میدیده کشیده است و همان آنچه را که نمیدیده (یا بهواسطهی آینهای که پشت سرش را نشان میداده، ناواضح میدیده.)
اگر دانه نمیرد۸۲۳۰;
نقد کتاب: اگر دانه بمیرد۸۲۳۰;ــ آیا رمان بزرگ داستایفسکی، صرفاً بحثی طولانی و خستهکننده بین این سه برادر است؟ نه. موضوع جذابتر از این حرفهاست: یک رمان بلند کاراگاهی که نفس خواننده را در سینه حبس خواهد کرد. کدامیک از این سه برادر پدر شرور و شهوتران خود را کشته است؟ ایوان؟ چرا؟ چون به خدا اعتقادی ندارد و برایش همه چیز مجاز است پس میتواند به راحتی یکی از عوامل شر بر روی زمین را حذف کند؟ آلیوشا؟ حتماً به این دلیل که در راه ایمان به خدا، میتواند شر یک انسان کافر و شرور را کم کند؟ دیمیتری؟ چون پدرش زندگیاش را ویران کرده، میتواند به نام زندگی این مانع عظیم را بردارد؟
میهنِ آزادی
نقد کتاب: میهن آزادی ــ ویرولی با نگاهی موشکافانه ترکیب ناممزوج ملیگرایی و وطنپرستی جمهوریخواهانه را از هم جدا میکند و نشان میدهد که آنچه یک ملیگرا را به جنبش وامیدارد تصویری آرمانی از استیلای نژاد و زبان و فرهنگ او بر جهان است؛ تصویری باشکوه اما عمدتاً در تناقض با آزادی نوع بشر و در مقابل آنچه وطنپرست جمهوریخواه را به حرکت وامیدارد نه یک حسرت تاریخی یا جستجوی افتخاری ازدسترفته که نگرانی است. نگرانی برای از دست رفتن آزادی.
از فراماسونری تا اینستاگرام
نقد کتاب: از فراماسونری تا اینستاگرام ــ قرن ۲۱ به «عصر شبکهای» معروف است اما فرگسن در «برج و میدان» نشان میدهد که شبکه بههیچوجه پدیدهٔ نوظهوری نیست. از چاپخانهدارها و مبلّغانی که اصلاحات دینی از دست و دهان آنها درآمد گرفته تا فراماسونهایی که انقلاب امریکا را هدایت کردند تا معماران رنسانس و دیگران، شبکهسازانی بودند که نظم و سامانِ دیرینۀ پاپها و پادشاهان و برجهای مسلط را بر هم زدند. پس عصر کنونی دومین عصر شبکهای است و موبایل و کامپیوتر شخصی در آن همان نقش دستگاه چاپ را دارد: میدان در برابر برج.