تجسد خدا و تأسیس امر سیاسی
نقد کتاب: تجسد خدا و تأسیس امر سیاسی ــ گنوسیها به جای تبعیت از مرجعیت کلیسا، کثرتهای مستقلی از مومنان را ساختند که در قالب جوامعی برابر و بدون نیاز به وساطت حاکم (اسقف، کشیش، پاپ) میتوانند زیست سیاسی خود را سازمان دهند. انجیلهای گنوسی متونی شگرف هستند که در آنها الوهیت نه دیگر در سیطرهی کلیسا و روایات غالب نصوص مقدس، بلکه سیلانی بود که به صور گوناگون تحقق مییافت: در انجیلهای گنوسی، که پس از رسمیتیافتن چهار انجیل همنظر به حاشیه رانده شده و از جانب کلیسا باطل اعلام شدند، تصوراتی شگرف عرضه میکردند: خدا در مقام زن، خدا در مقام معنویتی که در هر لحظه و توسط تکتک مومنان قابل مشاهده است، خدا در مقام سیلانی تأسیسی که از انحصار کلیسا خارج است.
سیاست خارج از حیوان ــ انسان
نقد کتاب: سیاست خارج از حیوان ــ انسان ــ ایجاد مرزبندیها و نقشهای اجتماعی و تأسیس جامعهی سیاسی همواره در گرو پدیدهی شگفتی است که آگامبن نامش را «حذف ادغامی» میگذارد. حیات برهنه حیات موجودی است که از طریق حذفشدنش در جامعهی انسانی ادغام میشود. اما آگامبن معتقد است این دیگری محذوف و مدغم نه موجودی بیگانه، که همان حیوانیت درون انسان است. سیاست با تعلیق این حیوانیت آغاز میشود، با خشونت و کشتار و «قربانی». هدف آگامبن اما رفتن به سوی سیاستی است که از هرگونه میل به استیلای بر این حیوانیت صرفنظر کرده باشد، سیاستی که این تعلیق را تعلیق کند. سیاست آینده سیاستی است که دریافته هیچ رسالتی برای موجودات وجود ندارد. هدف این سیاست غیرفعالکردن طبیعت انسانی و حیوانی است، تعلیق تعلیق.
آمریکا یا فرانسه؟
نقد کتاب: آمریکا یا فرانسه؟ ــ اما در همان روزگار، یعنی در قرون هفدهم و کمی بعد در قرن هجدهم میلادی، بهترتیب در انگلستان و آمریکا، سلسله وقایعی رخدادند که متفکران سیاسی آنها را انقلاب نامیدند، درحالیکه شباهت چندانی با تعریف پیشگفتهی ما از این واژه نداشتند. این رویدادها رفتهرفته بدل به مرجعی برای ارائهی تعریفی آلترناتیو از انقلاب شدند: احضار امر قدیم، برای سامانبخشی به اوضاع جدید. نمونهی بارز این تعریف، انقلاب آمریکا بود. انقلابی که پدران بنیانگذار آن شاگردان راستین سنت فلسفی غرب بودند. از کسنوفون، ارسطو و سیسرون گرفته تا ماکیاولی، مونتسکیو و لاک. آرنت در این کتاب از رهگذر بررسی و مقایسهی این دو انقلاب و اهدافشان، که در سخن و عمل رهبرانشان مندرج است، ایدههای خود در باب امر سیاسی و ارتباط آن با امر اجتماعی را مطرح میکند.
بارت و اتاق روشنش
نقد کتاب: بارت و اتاق روشنش ــ عکاسی براى رولان بارت با مرگ بود که شروع شد و در طی زمان تبدیل شد به یک مسئله. او با بازبینی عکسهای خانوادگی که ابتدا از سر دلتنگی بود متوجه موضوع مهمی شد که عموماً نادیده گرفته میشود؛ اینکه در نهایت عکاسی ردهبندیپذیر نیست، یعنی عموماً نمیتوان ابژهای را برای عکاسی انتخاب کرد، بلکه همیشه آن ابژه حضور خود را به عکاس تحمیل میکند. بارت در کتاب اتاق روشن پرسید: «میان تمامی ابژههای این جهان: چرا همین ابژه، همین لحظه، و نه چیزی دیگر [را عکاسی میکنیم]؟» و پاسخ داد که یک عکس همیشه نتیجهی ارتباط عکاس با تماشاگر است بهواسطهی انرژیای که از ابژه ساطع میشود.
کماندار و سایهاش
نقد کتاب: کماندار و سایهاش ــ اما ما فیلسوفی داریم که مدرنیته را مستقیماً با جهان پیشامدرن مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که حیات مدرن مبتنی بر زُهدی بنیادگرایانه است. این فیلسوف نیچه بود. او این تز، یا بنا به تفسیری نیچهای، تیر را، در بخش یا جستار سوم تبارشناسی اخلاق و تحت عنوان «معنای آرمان زهد چیست؟» طرح کرد. این همان تیری بود که وبر به عنوان نخستین کماندار، آن را یافت و در چلهی کمان ذهن خود قرار داد. او گمشدهی خود را یافته بود. اخلاق زاهدانهی مسیحیان پروتستان، روح سرمایهداری و عقلانیت مدرن است. تفصیل یافتن این تیر و مراحل پرتاب آن را از زبان خود وبر بخوانید.
پرسشهای ناممکن
نقد کتاب: پرسشهای ناممکن ــ سارتر از طریق تفاوتی که بین شعر و نثر میگذارد، تلاش میکند به تعریفی مشخص از «عمل نوشتن» یعنی «نوشتن به نثر» برسد. عملی که در نگاه او لاجرم متعهدانه و سیاسی است. نویسندهی بزرگ نمیتواند سیاسی نباشد به این دلیل ساده که به نثر مینویسد. نثر در نگاه سارتر زمینه و بستر روییدن بذرهای سیاست و مقاومت است.
دربارهٔ ادیسه
نقد کتاب: دربارهٔ ادیسه ــ میگویند «ادیسه» تا رسالهی «جمهوری» افلاطون را دیده چنان ناراحت شده که یک روز از آتن بیرون آمده و به طرف غرب راه افتاده و سیصد سال بعد در رم، اووید را دیده. اووید تا او را دیده عنان از کف داده و یک فصل کتاب بزرگش، «مسخها»، را به وصف او اختصاص داده. احتمالاً همین وقتها بوده که ویرژیل هم او را ــ شاید در حال قدمزدن در کوچههای رم ــ دیده و آنقدر از او خوشش آمده که خواسته قوم رومی هم یکی مانند او داشته باشد و حاصل این اشتیاق شدید کتابی شده به نام «انهاید». میگویند چهارصد سال بعد وقتی «ادیسه» در میلان آگوستین قدیس را ملاقات کرده، آگوستین هم طاقت نیاورده و نسخهای از او را در قالب «اعترافات» به مسیحیت اعطا کرده است.
سکس و تاریخ سیاسی حقیقت
نقد کتاب: سکس و تاریخ سیاسی حقیقت ــ مسئلهی سکس مسئلهی تاریخ سیاسی حقیقت است، حقیقتی که قدرت ما را ملزم میکند در مورد خودمان تولید کنیم. و این در نظر فوکو ابزار اساسی انقیاد یا بدلکردن افراد به چرخدندههای ماشین سراسری قدرت است: سوژههای حقیقت. این قدرتی است که در آن نه آنکه سخن میگوید، بلکه آنکه میشنود مرجع اصلی حقیقت است: کشیش ــ روانکاو. بدینترتیب، اعترافگیری بدل به یک دانش جدید شد. سکس بدل به رازی شد که باید بیوقفه آشکار و بیان میشد. در این کتاب، فوکو نخستین بار به واضحترین شکل ممکن نشان میدهد که مفهوم جدید قدرت که او خلق کرده است نه تنها هیچ ربطی به تصور رایج و حقوقی ما از قدرت ندارد، بلکه این تلقی حقوقی شکل میگیرد تا کارکردهای پیچیدهتر قدرت را در خُردترین لحظات آن پنهان سازد.
از پس هزارههای تاریک
نقد کتاب: از پس هزارههای تاریک ــ تا پیش از این کشف، منابع تاریخ هخامنشیان به دو دسته تقسیم میشد: ۱- نوشتههای تاریخنگاران باستان (که عموماً غیرایرانی بودند). ۲- کتیبهها و نگارههای بهجا مانده از شاهان هخامنشی. این الواح اولین منابع دقیق و دست اولی بودند که از زمان حکومت داریوش بزرگ بهدست آمدند. اما مگر مشتی سند اداری چه اطلاعاتی در اختیار ما قرار میدهد؟ اینجا پای هاید مری کخ به میان میآید تا نشانمان دهد که یک سند اداری همواره چیزی بیش از یک سند اداری است. او آن لوحهایی را که تا زمان نوشتهشدن این کتاب ترجمه شده بودند بررسی میکند و از خلال مشتی دستور و ثبتوقایع اداری، اطلاعاتی باارزش را از زندگی ایرانیان تحت حکومت هخامنشی بیرون میکشد. اطلاعاتی که گاه تا حد جزییات زندگی روزمره دقیق و گویاست.
تقلید خلاقانه
نقد کتاب: تقلید خلاقانه ــ کوتسی از درون اسناد تاریخی و نامههای داستایفسکی تعدادی رخداد مهم بیرون کشیده و آنها را با یکی دو رویداد از زندگی خودش (از جمله مرگ پسرش) آمیخته و پشتسرهم چیده است. در مرحلهی بعد تلاش کرده که از روی آثار داستایفسکی و واکنشهای نوشتاری او به دنیای اطرافش (نامهها، یادداشتها، مقالهها)، شکل و شیوهی تفکر داستایفسکی را بازسازی کند. او با نوعی مهندسی معکوس، از آثار داستایفسکی به شیوهی تفکر او رسیده و با تجارب نویسندگی خودش به این شیوهی تفکر پر و بال داده و در نهایت شخصیتی ساخته که میتوان آن را «داستایفسکی/کوتسی» نامید.