ضدِ یادنامه

ضدِ یادنامه

نقد کتاب: ضد یادنامه ــ «من بامدام سرانجام» از شماری از این قواعد سرپیچی کرده است: بخشی از مقالات در نقد شاملوست، بخشی در تحلیل آثارش. جوخهٔ تقریظ‌نویس ندارد. سهم ارشاد ندارد. عمدهٔ مقالاتش اول‌بار در همین کتاب آمده است. گردآورنده خود از محققان آثار و آراء شاملوست. به همین دلیل دانسته که سراغ چهره‌ای رفته است که خیلی در چارچوب صنعت یادنامه نمی‌گنجد و چنان یادنامه‌هایی بر هیبتش زار می‌زند. مهم‌ترین نقدها بر آثار و کارهای شاملو در این کتاب جمع است. تعدادی از رفقایش از روزگاری که از سر گذرانده‌اند نوشته‌اند و یک‌دو تن هم حرص و هراس سال‌ها را در چند صفحه چکانده‌اند. اینها یک «ضد یادنامه» ساخته است در سنّت و صنعت نشر، کم‌سابقه.

Continue reading

اسیران خاموش

اسیران خاموش

نقد کتاب: اسیران خاموش ــ در ماه مه سال ۱۹۴۵ صدها هواپیمای بمب‌افکن بریتانیا و امریکا، درِسدن، شهر هنر، را ویران کردند. مدتی بعد «لیانید والینسکی»، نقاش و کارشناس هنری، و چند تن از نظامیان شوروی وارد درِسدن شدند تا به جست‌وجوی آثار هنری بپردازند. کتاب «هفت روز» روایت عملیات نجات تابلوهای نقاشی است از زبان والینسکی. او و همکارانش موفق می‌شوند تابلوهای محبوس را نجات دهند. تابلوهای پنهان‌شده در برجی دورافتاده، در اعماق معدن، در تونل‌ها، دخمه‌ها، قلعه‌ها و حتی در چاه‌های عمیق پر از اسکلت مبتلایان به طاعون!

Continue reading

من، متن

من، متن

نقد کتاب: من، متن ــ نام من متن است. مرا یک شب در تاریکی و سکوت، نویسنده‌ی بی‌عقلم نوشت تا مثلاً قطعه‌ی جامانده‌ای باشم از رمانی که استاد رمان‌نویس، اورهان پاموک آنرا نوشته است. بی‌عقلی و جاه‌طلبی تا کجا؟ تازه اگر این بی‌عقلی شخصی بود و چیزی از دفترچه‌یادداشت این نویسنده بیرون نمی‌آمد مسئله‌ای نبود. مشکل از جایی شروع شد که یک روز فهمیدم او اینجا برای شما هم می‌نویسد و لابد با بی‌عقلی‌هایش شما را هم آزرده می‌کند و از راه به در می‌برد. این بود که تصمیم گرفتم هر طور شده فرار کنم و خودم را به اینجا برسانم تا به شما بگویم دیوانه‌بازی‌های او را جدی نگیرید. نمی‌دانم تا به حال چه‌ها به شما گفته اما همین که فکر می‌کند جای من در آن رمان خالی است خودش دلیل محکمی است برای نگرانی من. آخر چگونه جای من رمانی خالی است که کل آنرا خودم روایت می‌کنم؟

Continue reading

امید یا فریب

امید یا فریب

نقد کتاب: امید یا فریب ــ کتاب «یعقوب کذاب» روایت ناامیدی و امید یهودیان است در گتوها. یورک بِکِر تصویر زنده و حزن‌آلود مردمی را پیش چشم مخاطب می‌گذارد که ستاره‌ی روی سینه‌شان مُهر محکومیت است. یهودیانی که گویی در این دنیا کاری ندارند جز مُردن. کوره‌های آدم‌سوزی همواره آماده‌اند، حال اگر ناامیدان قصد خودکشی دارند چه بهتر!

Continue reading

اشک‌های واقعی

اشک‌های واقعی

نقد کتاب: اشک‌های واقعی ــ ژیژک مدعی‌ست که امروزه در حال نزدیک‌ شدن به‌ تجربه‌‌ای از زندگی هستیم که درک پیشین ما از فرم روایت خطی و متمرکز را از هم می‌پاشاند و زندگی را به‌ شکل جریانی چند خطی عرضه می‌کند (چیزی شبیه به رویا). در این مورد مشخص ژیژک  سه فیلم از کیشلوفسکی را ــ که به زعم او چنین تجربه‌ای را بازسازی می‌کنند ــ نام می‌برد: بخت کور، زندگی دوگانه‌ی ورونیک و قرمز. ژیژک می‌گوید آن‌چه که باعث پیوند این سه فیلم به یکدیگر می‌شود، مفهوم اخلاقیِ انتخاب مابین «زندگی آرمانی» (همان واقعیت مازاد) و «رسالت» است. اما سؤال اینجاست که آیا وقوف به‌ این زندگی‌های چندگانه حقیقتاً رهایی‌بخش است؟

Continue reading

وصیت

وصیت

نقد کتاب: وصیت ــ بعد از طرح جلد ابراهیم حقیقی، بعد از وصیت بیژن نجدی، بعد از این مؤخره‌ای که جای مقدمه آمده چه چیز می‌شود نوشت که بهتر نشان بدهد که نجدی در ملتقای داستان و شعر نشسته است؟ که وقتی شعر می‌گوید انگار داستان می‌شنوید، و وقتی داستان می‌نویسد انگار که شعر می‌خوانید. تنها می‌شد وصیتی خیالی در امتداد وصیتش نوشت برای یوزپلنگانی که با او ندویده‌اند و دارند این کلمات را می‌خوانند. و چه لازم است نوشتنِ این‌که نوشتن نجدی توأم است با ننوشتن. آنها و آنجاها را که ننوشته می‌شود بیرون از غار و قندیل‌های آهکی دانست: زیر «آسمانی که نه آفتابی‌ست نه می‌بارد»، و فلاتی از تله‌های معلق در پیش پای یوزپلنگانی که می‌خواهند دویدن کنند.

Continue reading

قیصر یهودی

قیصر یهودی

نقد کتاب: قیصر یهودی ــ پولس قدیس را می‌توان پیچیده‌ترین فیگور تاریخ الاهیات مسیحی دانست. او نزدیک‌ترین قدیس به و درعین‌حال دورترین آنان از، مسیح بود. هرگز فرزند مریم را در زمان حیاتش ملاقات نکرد اما بنا به ادعای کتاب مقدس، مسیح در میانه‌ی راه دمشق، بر او ظاهر شد و با وی سخن گفت. اما آیا می‌توان درباب الاهیات سیاسی پولس نوشت و سخنانی معنادار بر زبان راند؟ الاهیات پولس چه نسبتی با الاهیات مسیحی دارد؟ پولس را به کدام معنا می‌توان فیگوری سیاسی خطاب کرد؟ با علم به اینکه که خود مسیح «کار قیصر را به قیصر واگذارد» و از منظری در عداد پیامبران بی‌سلاح بود، آیا می‌توان با پذیرش نسبت پولس با سیاست و به این اعتبار، او را رسولی شیطانی یا پیامبری دروغین نامید؟

Continue reading

معجزه‌ٔ حاکم و اقتدار الوهی

معجزه‌ٔ حاکم و اقتدار الوهی

نقد کتاب: معجزه‌ٔ حاکم و اقتدار الوهی ــ حذف تعالی حاکم از امر سیاسی در نظر اشمیت درافتادن به مغاک یک زیست سیاسی ماشینی و بی‌روح است. و او سخت اصرار دارد که حاکم را در مقام روح این جهان بی‌روح بار دیگر برتر از هر شکل قانونی ــ‌ تأسیسی مردمی احیأ کند. اگر شما هم از اندیشه‌های شگفت این حقوق‌دان عجیب به هراس افتاده‌اید، باید بدانید که این ترس بی‌دلیل نیست. اشمیت حقوق‌دان محبوب نازی‌ها بود. اما پیش از آنکه به این دلیل از او بگریزیم، باید به یاد بیاوریم که این متفکر اقتدارگرای دست‌راستی راز حاکمیت در زمانه‌ی ما را افشا کرد و به همین سبب الهام‌بخش متفکران چپ رادیکالی چون آگامبن و دریدا شد که سرسخت‌ترین منتقدان حاکمیت، اقتدار و فاشیسم در زمانه‌ی ما هستند.

Continue reading

دگرگونی در سینما

دگرگونی در سینما

نقد کتاب: دگرگونی در سینما ــ کوآچ می‌گوید در طی سال‌های دهه‌‌ی ۵۰ تا ۸۰ میلادی کارگردانان منسوب به سینمای مدرن این اختصار و فشرده‌سازی هنرمندانه را عمدتاً بر بیان سینمایی و ابزارهای سینمایی آن اعمال کردند. از همین روست که به یکباره میزانسن و نحوه‌ی تنظیم و ارائه‌ی آن در این سینما ــ لااقل در برابر همان سینمای ژانری متعارف ــ اهمیت یافت. سینمایی که ممکن بود یک ملودرام باشد اما با کمینه‌گرایی‌ای محض در ارائه‌ی تصاویر اغراق‌شده‌ی سینمای غالب عرضه بشود. و یا تریلر باشد اما با جمع‌وجور کردن روابط علت و معلولی سیال در داستان روی پرده برود. اما این تمایل به مجرد ساختن عناصر بصری و روایی از کجا می‌آمد؟ کوآچ می‌گوید از مدرنیسم!

Continue reading

تورات مدرن

تورات پست‌مدرن

نقد کتاب: تورات پست‌مدرن ــ هراری تاریخ را در آکسفورد آموخته اما «انسان خردمند»ش را تاریخ‌دانیش انسان خردمند نکرده. توان رشک‌انگیز و مهیب او در «روایت» و «تخیل» است که کتابش را پرفروش‌ترین کتاب دوره‌ای از تاریخ بشر کرده است. این سفاردی تیزهوش با ‌مهارت و چربدستیِ پیامبران و کاتبان یهود خطر کرده و بحری چندمیلیون‌ساله را در کوزه‌ای پانصدششصد صفحه‌ای ریخته است. حتماً آگاه است که خیلی چیزها سرریز کرده، اما آنچه باقی مانده روایت ویرانگر و میخکوب‌کننده‌ای است که پتانسیل عجیبی دارد برای اینکه این روایت عهد پست‌مدرن را جایگزین کند با کلان‌روایت‌های سست‌شده در ذهن خواننده. کیست که از گنجاندن این همه اطلاعات و خرده‌روایت ــ ازقضا عمدتاً با شاهد و سند علمی ــ در قصه‌ای تورات‌وار حیرت نکند؟

Continue reading