بازمانده روز

بازماندهٔ روز

نقد کتاب: بازماندهٔ روز ــ روایت ایشی گورو از سرنوشت استیونز در رمان «بازماندۀ روز» روایت نوعی ملال و ترس است. ترسی که به انفعال میل می‌کند. ترسی که توانایی ایجاد هر تغییری را از انسان می‌ستاند و انسان را وامی‌دارد تا از مسیرش منحرف نشود. ایشی‌گورو در «بازماندۀ روز» بخشی مغبون و هراسیده از وجود ما را به چالش می‌کشد که از پذیرش سرشت عصیانگر عشق رو بر‌گردانده و خود را پشت نقاب خدمت‌رسانی پنهان می‌کند. بخشی ناپیدا که از یاد می‌برد روشنی روز بدون تجربۀ حسرت، به تاریکی شب پیوند نخواهد خورد و سهم ما در زندگی هرچه هست می‌تواند ارزشی حقیقی به سرمایۀ دنیا بیفزاید.

Continue reading

طغیان برای ابدیت

طغیان برای ابدیت

نقد کتاب: طغیان برای ابدیت ــ گیلگمش که علت وجودی‌اش جنگاوری و کشتن دیوهایی چون خومباباست، شایستۀ این است که در میان سنگی سخت با مرارت نقر شود و چنان بپاید که به عصر کنونی قدم گذارد. عصری که جنگاوری قهرمان‌هایش دیگر پشتوانه‌ای حماسی ندارد. دیگر خدایانی نیستند که مردم از ایشان شکایتی به بارگاهشان ببرند. کاغذها به جای سنگ‌ها نشسته‌اند و کوتوله‌ها به جای شمَش‌ها. تنها خدایی که مانده ارا، خدای طاعون است. نه ایشتری در کار است که به عشق و شراب بخواند و نه اورشنبی کشتیبان که تو را به جایی دور ببرد که زندگی در کار باشد. گویی اوت ناپیشتیم و زنش به مداری دور پرتاب شده‌اند و جهان در نقطۀ پایان طوفان بزرگ مانده است و آغازی در چشم انداز ندارد.

Continue reading

پاپ یا فیلسوف؟

پاپ یا فیلسوف؟

نقد کتاب: پاپ یا فیلسوف ــ یکی از اصلی‌ترین پرسش‌های همیشگی فلسفه نیز مسئله‌ی تعیین سعادت غایی انسان است. پس تنش میان فلسفه و دین اجتناب‌ناپذیر خواهد بود؛ چرا که مسیحیت پیشاپیش پاسخ پرسش مذکور را در آستین دارد: تبعیت از کلیسا. پیر منان در تبیینی که بی‌شباهت به تدوین موازی در سینما نیست، با اتکا به این جدال فکری که به‌تبعیت از لئو اشتراوس آن را مسئله‌ی الاهیاتی ــ سیاسی می‌نامد، ابداع فرد در فلسفه‌ی سیاسی لیبرال و شکل‌گیری فرم سیاسی پادشاهی در اروپا را متناظر می‌داند. فردِ لیبرالِ خودآئین در برابر خداوند؛ و نهاد پادشاهی در برابر کلیسا. در پایان نبرد، کلیسا به کنج واتیکان خزید، اما فرد و خداوند چطور؟ روایت این تقابل جذاب را خودتان بخوانید.

Continue reading

نقاشی با کلمات

نقاشی با کلمات

نقد کتاب: نقاشی با کلمات ــ تا نویسنده‌مان نقاشی‌اش را شروع کند شما کتاب را برمی‌دارید، اسامی روی جلد را می‌خوانید. ذهن‌تان از همین حالا در خدمت واژه‌ها قرار گرفته است: واژه‌ها را یکی پس از دیگری می‌خوانید. انگار درون انبوهی از درختان قدم می‌زنید و شاخ‌برگ‌ها را به کناری می‌رانید تا به آن چشم‌انداز کلی نزدیک شوید.
رمان‌نویس هم بیکار ننشسته. از درون رمان حواسش به شما هم هست. اما نویسنده‌ی ما درون رمان چه می‌کند؟ ایشان دوست دارند این سؤال را خودشان بدون دخالت من پاسخ بدهند: «وقتی درون یک رمان هستیم ذهنمان کارهای زیادی می‌کند&#۸۲۳۰; برخی نویسندگان هنگام نوشتن رمان متوجه تکنیک‌هایی که به کار می‌برند و اعمالی که با ذهنشان انجام می‌دهند&#۸۲۳۰; نیستند». ایشان رمان‌نویس و رمان‌خوانی را که به جنبه‌ی ساختگی رمان و تکنیک‌های آن اهمیتی نمی‌دهد، رمان‌خوان یا رمان‌نویس «ساده‌نگر» می‌نامند.

Continue reading

تاریخ شعله‌های زنده

تاریخ شعله‌های زنده

نقد کتاب: تاریخ شعله‌های زنده ــ گدار در این گفتگو می‌گوید که هم تاریخ و هم سینما با رخدادها سر و کار دارند و هر رخداد مجموعه‌ای‌ست از ردهای واقعیت. مجموعه‌ای از تصاویر و صداها که در زمان جاری می‌شوند. اما تاریخ مکتوب صرفاً این رخدادها را به کلمه ترجمه می‌کند و نه بیش از آن. حال آنکه سینما قادر است تصاویر را بازگرداند و صداها را. پس تاریخی که سینما احضار می‌کند می‌تواند یگانه تاریخ واقعی باشد. تاریخی با تصاویر و صداها و رخدادها. تاریخی که دیگر «تاریخ چوب‌ها و خاکسترها نیست بلکه تاریخِ شعله‌های زنده است». چیزی شبیه به رستاخیز. رستاخیز مردگان.

Continue reading

گفتگوی آدمکش و فیلسوف

گفتگوی آدمکش و فیلسوف

نقد کتاب: گفتگوی آدمکش و فیلسوف ــ کانت در پاسخ راسکولنیکف خواهد گفت که نباید آدم کشت، چرا که قانون چنین می‌گوید. اما شما هرچقدر هم از قانون نفرت داشته باشید، دست‌کم باید به قانونی که خود برای خود وضع کرده‌اید پای‌بند باشید. اما مگر راسکولنیکف نیز برای خود قانونی وضع نکرده؟ پاسخ کانت این است که قانون شما باید توان آن را داشته باشد که بدل به قانونی برای همگان شود. کانت با یک حرکت درخشان، درست در جایی که تصور می‌کنیم از درونی‌ترین بخش وجود ما، اراده‌ی شخصی ما، سخن می‌گوید، بدل به متفکری سیاسی می‌شود. قانون‌گذاشتن ما برای خودمان، پیش از آنکه بدل به بنیان دموکراسی مدرن شود، اندیشه‌ای اخلاقی بود که امانوئل کانت پیش کشید.

Continue reading

ناخواسته خردمند شدن

ناخواسته خردمند شدن

نقد کتاب: ناخواسته خردمند شدن ــ فرض کنید غربال خیلی بزرگی بالای سر جامعه بگذارند. طوری که همۀ مردم زیر آن قرار بگیرند. اندازه و شکل سوراخ‌ها را هم قدرت تعیین می‌کند. در جامعه‌ای سوراخ‌ها انقدر بزرگ است که هولدرلین و رابله با هم از آنها سر می‌خورند و به دامن مردم می‌افتند و در یک جامعۀ دیگر آنقدر تنگ است که والتر اسکات و بیش شلی هم از آن رد نمی‌شوند. حالا فرض کنید یک نفر را مسئول جمع‌آوری و معدوم کردن نخالۀ باقی‌مانده بر سر غربال کنند. نخاله‌هایی مثل رمبو، هگل، نیچه، گوته، شیلر، هولدرلین و&#۸۲۳۰; . آن کسی که مسئول این کار شده، معمولاً کارگری ساده است و از قدر و قیمت این نخاله‌ها بی‌خبر. اما فرض کنید که او آدمی باشد حساس که زیبایی را ذاتاً درک می‌کند. در این صورت خیلی زود می‌فهمد که در موقعیت استثناییِ آن طرف غربال ایستاده است. موقعیتی که از موقعیت سوراخ‌ها هم بهتر است چون آنها همیشه مورد لعن و نفرین جامعه هستند. از موقعیت آن کسی که به سوراخ‌ها دستور می‌دهد چقدر تنگ یا گشاد شوند هم بهتر است. او فقط کارگر روبندۀ ساده‌ای‌ست که در این شرایط کم‌نظیر قرار گرفته. با دسترسی کامل به آنچه بقیۀ مردم که آن طرف غربال مانده‌اند، برایش سر و دست می‌شکنند. هرابال، هانتایی آفریده و او را در این موقعیت گذاشته است.

Continue reading

اختراع هرروزهٔ ترس

اختراع هرروزهٔ ترس

نقد کتاب: اختراع هرروزهٔ ترس ــ اما آیا این تنها ضرر پیگیری اخبار است؟
اگر کلاً اخبار را فراموش کنید چه می‌شود؟
چه چیز مهمی را از دست می‌دهید؟
چقدر زمان ذخیره خواهید کرد؟
چقدر خلاق‌تر خواهید بود؟
ذهنتان چقدر آزادتر خواهد بود؟
دوبلی منتظر شماست.

Continue reading

طاعون سفید طغیانگران

طاعون سفید طغیانگران

نقد کتاب: طاعون سفید طغیانگران ــ کامو در رمان طاعون، شهری را توصیف می‌کند «بی‌کبوتر و بی‌درخت و بی‌باغ» و مردمی که مدام «پای تلفن و در کافه‌ها از برات و بارنامه و تنزیل سخن می‌گویند». طاعون هجوم می‌آورد و در میانۀ بلعیدن زندگی، طغیان انسان‌هایی مثل ریوی پزشک و تاروی روشنفکر به کمک شهر و انسان‌هایش می‌آید. طاعون سیاه به پایان می‌رسد. درهای شهر باز می‌شود، مرگِ مغلوبه، بساطش را جمع می‌کند و نور پدیدار می‌شود. طاعون سفید به سنگرهای خودش عقب رانده می‌شود و طغیانگران به زندگی عادی بازمی‌گردند چون انسان ذاتاً به سهل‌انگاری و تباهی مایل‌تر است و شهر در حالت عادی تحمل چنین نوری را ندارد.

Continue reading

شک و شیطان

شک و شیطان

نقد کتاب: شک و شیطان ــ «الف الف است»، یا اصل منطقی این‌همانی، در دست دکارت به شکلی ژرف بدل به مخزن زاینده‌ای برای تولید مفاهیم جدید می‌شود. این نخستین‌ بار در تاریخ اندیشه‌ی بشر بود که یک صورت منطقی، بی‌واسطه به یک شکل خاص هستی منتهی می‌شد. و آیا معضل بنیادین هر شکلی از شکاکیت درست همین نیست، یعنی نسبت اندیشه و هستی، یا به قول ژان هیپولیت، منطق و اگزیستانس؟ هرچند فلاسفه پس از دکارت هر یک با تولید نسبت‌های منطقی بدیع کوشیدند به این مسئله پاسخ جدیدی دهند، اما هیچکدام از این نوآوری‌های منطقی ــ‌ انتولوژیکی بدون صورت‌بندی شگفت‌انگیز دکارت در کتاب تأملات امکان‌پذیر نمی‌شد. کتاب دکارت بی‌شک در وهله‌ی نخست کتابی ساده به نظر می‌رسد، اما این کتابی است با یک روایت ادبی درخشان، پرسوناژ مفهومی بی‌بدیل، معمای فلسفی جذاب و جستجویی همچون یک داستان کارآگاهی در پی یافتن مصداقی برای عقلانیت ما در جهان خارج.

Continue reading