دستورالعمل روایت داستان

دستورالعمل روایت داستان

نقد کتاب: دستورالعمل روایت داستان ــ این بازی آینه‌های بی‌پایان بین راوی بی‌نام «بوف کور» و سایه‌اش چنان تکان‌دهنده، ترسناک و تاریک از کار درآمده که هر کسی را توان آن نیست که این رمان را یک‌نفس و با آسودگی بخواند. پیشنهاد می‌کنم پیش از این که وارد این بازی ترسناک شوید، این رمان درخشان و تیره را یک بار دیگر بخوانید.

Continue reading

باور «بودن یا نبودن»

باور «بودن یا نبودن»

نقد کتاب: باور «بودن یا نبودن» ــ آدم بی‌خردی که پایش به اولین پلۀ قدرت می‌رسد، فقط به فکر بالا رفتن است و دیگران را به حساب نمی‌آورد و تنها سلاحش حذف است. حذف تمام آنها که روزی در کنارش روی پله‌ها ایستاده بودند. او حتی تقدیر را به حساب نمی‌آورد و قدرت ساکنان هادس را هم به هیچ می‌گیرد.
ــ اما چطور است که همین بی‌خردِ تشنۀ اقتدار در برابر قدرتِ نمایش ساده‌ای قافیه را می‌بازد؟
ــ آدم‌ها در مواجهه با خویش به دام می‌افتند.
ــ اگر تقدیر هملت مرگ بود، چرا در سفر انگلستان کشته نشد؟

Continue reading

پایان اروپا

پایان اروپا

نقد کتاب: پایان اروپا ــ توماس مان بزرگ، به امریکا دعوت شده تا در مورد رمان آخرش سخنرانی کند. رمان دن کیشوت را با خود آورده تا اوقات بیکاری در کشتی را با خواندن آن بگذراند. کتاب «سفر دریایی با دن کیشوت» شرح خاطره‌گونی از این دو سفر است: سفری بیرونی با کشتی به سوی نیویورک و سفری درونی به رمان دن کیشوت. مان با یک تدوین موازی مدام بین خاطرات این دو سفر در رفت و آمد است و از یک طرف مشاهدات خود را از سفر دریایی‌اش می‌نویسد و از طرف دیگری هر از چند گاهی گریزی می‌زند به رمان دن کیشوت (به خصوص جلد دوم) و نکاتی جذاب در مورد آن مطرح می‌کند.

Continue reading

جلاد یا شریک جرم؟

جلاد یا شریک جرم؟

نقد کتاب: جلاد یا شریک جرم؟ ــ سعی سارتر در نمایشنامۀ «شیطان و خدا» این است که مخاطب را همراه با شخصیت اصلی نمایش، یعنی گوتز از گذرگاه‌های فکری خودش عبور دهد. پس او را بی‌محابا و بی توجه به پیچیدگی‌های خلق کاراکتر، در چشم‌برهم‌زدنی، از بدی مطلق به خوبی مطلق می‌کشاند. به ساختن آرمانشهر «آفتاب» وامی‌داردش تا بی‌بهانه در حصاری خیالی از گزند بدی‌ها مصون بماند و دیگرانی را مصون بدارد. مخاطب این نمایش، چه در حال تماشا و چه در حال خواندن نمایشنامه بیشتر از داستان و شخصیت‌هایش با سؤالات مهم فلسفی نویسنده مواجه می‌شود.

Continue reading

از مارکس و کوکاکولا

از مارکس و کوکاکولا

نقد کتاب: از مارکس و کوکاکولا ــ جالب اینجاست که این کتاب منبع اصلی فیلم «موحش» ساخته‌ی میشل آزاناسیوس است. فیلمی که شخص گدار زمانی که از مراحل پیش‌تولید آن آگاه شد، سازنده‌ی آن را یک «احمق» توصیف کرد، زیرا به‌زعم او کتابِ همسر سابقش هرگز نمی‌توانست منبعی مناسب برای تولید اثر سینمایی [سینمایی که داستانی را روایت می‌کند] باشد: «این کتاب نه ادبیات است، نه تاریخ. و اصلاً چیز مهمی نیست!» و احتمالاً در مورد اول، حق با گدار باشد؛ این کتاب نه ادبیات است و نه تاریخ، اما در مورد دوم چه؟ «چیز مهمی نیست؟» برای چه کسانی؟ «یه روز یه مرد ژاپنی سوار شد و از من پرسید ژان ــ لوک گدار کجا زندگی می‌کنه. من هم اون رو بردم خونه‌ی گدار. اون مرده گفت: «چند دقیقه منتظر بمون»، یه‌کم از دور نگاهش کرد سه تا عکس گرفت و بعد پرید تو ماشین و از من خواست برسونمش ایستگاه. گدار حتی تا ژاپن هم شهرت داره.»

Continue reading

تردید به‌جای ایمان

تردید به‌جای ایمان

نقد کتاب: تردید به‌جای ایمان ــ گرین در «عالیجناب کیشوت» توانسته در بستر اوضاع سیاسی معاصر با خلق گفتگوهایی آراسته به طنز، مسیری برای کشف مسائل عمیق‌تر فراهم کند و به مسئله‌ی همیشگی خود، یعنی تقابل ایمان و الحاد، بپردازد. گرین نویسنده‌ای‌ست که با زیرکی به ما یادآوری می‌کند که گاهی راه پیروزی و رسیدن به حقیقت دست کشیدن است، به جای چسبیدن. تردید است به‌جای ایمانی نسنجیده، چراکه حقیقت هر اندازه ظریف هم که باشد نخواهد شکست و همواره بر دروغ فائق خواهد آمد و به ما هشدار می‌دهد که چگونه بعضی‌وقت‌ها ممکن است با وجود برخورداری از سرشت نیک معنای ایمان را اشتباه متوجه شویم و ناگهان بزرگ‌ترین دشمن واقعه از آب درآییم.

Continue reading

ودای هندو از دانشگاه کلمبیا

ودای هندو از دانشگاه کلمبیا

نقد کتاب: ودای هندو از دانشگاه کلمبیا ــ چقدر راه مانده تا فهم و کاربست ژن بتواند یقهٔ «بنی‌بشر» را از دست تفاوت‌های خون‌آسا خلاص کند؟ آیا تبعیض نژادی با پیشرفت ژنتیک پا پس می‌کشد و بنیادهای نظری‌اش در هم می‌شکند؟ ژن می‌تواند اساساً فرم پرسش‌ را عوض کند؟ ژنتیک می‌تواند مفهوم و مرزهای «جنسیت» را بازتعریف کند یا اصلاً با تغییر کدها می‌تواند مرزهای جدیدی بیافریند؟ ژنتیک کجاها ممکن است اسباب بدبختی‌های بیشتر بشود؟ انسان که به‌بیان ژنتیک بخودی‌خود مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های ژنتیکی‌ست، چطور می‌تواند افسار سازنده‌هایش را در دست بگیرد و فرم انسان و فرم اندیشه و اساساً فرم حیات را عوض کند؟ می‌تواند؟

Continue reading

شکستن تقدس

شکستن تقدس

نقد کتاب: شکستن تقدس ــ در نمایشنامۀ «در انتظار گودو» نوشتۀ ساموئل بکت، با یکی از بیهوده‌ترین موقعیت‌های زندگی یعنی «انتظار» سر و کار داریم. موقعیتی پوچ که در امتداد بی‌پایان زمان طوری کش می‌آید انگار که از خمیازۀ ممتد نویسنده بیرون جهیده است. تهیِ بی‌انتهایی که ریل‌هایش در پرسپکتیو مه‌آلودی چیده می‌شود اما جلو نمی‌رود. هیچ چیز جلوه ندارد. از درخت خشک میعادگاه تا غذاها و لباس‌های محقر، همه چیز در خدمت عاری‌بودگی‌ست. در طی نمایش لحظاتی کسانی می‌آیند و می‌روند و نویدهایی برای سرآمدن انتظار می‌دهند اما با اتفاقاتی پیش‌پاافتاده می‌گذرند و می‌روند و آنچه می‌ماند، انتظار و بیهودگی دوباره و امید واهی است. یک هیچِ بزرگ که قرار است با اتفاقات و عادت‌هایی کوچک پر شود.

Continue reading

هنر زشت

هنر زشت

نقد کتاب: هنر زشت ــ به واقع، یکی از اساسی‌ترین چالش‌های تاریخ هنر این است که هرگز نمی‌توان اطمینان داشت که آیا در فلان فرهنگ چیزی که به‌ظاهر صاحب تناسب و هارمونی است، زیبا تلقی می‌‌شود (می‌شده است) یا خیر. تاریخی که غالباً بر اساس تصوراتی انتزاعی از تناسب و هارمونی نوشته شده است، حال آنکه در طول تاریخ غرب معنای این دو مفهوم پیوسته تغییر کرده است. از این رو احتمالاً چنین تصوری از هنر خواه یا ناخواه مسئله‌ی تاریخ‌نگاری هنری را صرفاً به یک سلسله طبقه‌بندی جبری از زیباشناسی تبدیل می‌کند.

Continue reading

زن‌ها، دیوارها، درها

زن‌ها، دیوارها، درها

نقد کتاب: زن‌ها، دیوارها، درها ــ در نمایشنامۀ «خانۀ عروسک»، ایبسن، این شخصیت را طوری از این رخداد عبور می‌دهد که گویی تنی را غسل تعمید می‌دهد. لحظه‌ای که نورا در را باز می‌کند و می‌رود، لحظه‌ای‌ست که به نورا و داستان او ختم نمی‌شود و پشت سر او زن‌های زیادی درها را باز می‌کنند و از لابیرنت‌های طراحی‌شده برای به بازی کشاندنشان بیرون می‌روند تا زندگی را به شکلی تازه و با تکیه بر نیروی خویش بیازمایند. نورا که در تمام طول نمایش زنی‌ست به‌ظاهر بوالهوس، در لحظه‌ای که فکرش را نمی‌کنیم، درست وقتی که از یک فروپاشی حتمی بیرون آمده، در عین ناباوریِ مخاطب در را باز می‌کند و می‌رود و این لحظه، لحظه‌ای تاریخی‌ست.

Continue reading