کتابخانه یا برج؟
نقد کتاب: کتابخانه یا برج؟ ــ این دقیقاً همان کاری است که بورخس در مجموعهی کتابخانهی بابل انجام میدهد. جهانی آشوبزده، بههمریخته و نامنظم از ایدههای بسیار عجیب که بورخس برشهایی در آن میزند و با ترکیب این برشها داستانهایی میسازد که به شدت شگفتانگیز اما کاملاً منظماند. داستانهایی که هر یک پس از خواندهشدن به دریای مواج و طوفانی ایدههای بورخس بازمیگردند و در آن آشوب اولیه غرق میشوند. هر داستان زادهی ترکیب و برشی در آشوب جهان است و در نهایت به همان آشوب بازمیگردد. این دیگر نه یک مجموعهداستان است نه یک رمان: فرم تازهای از نوشتار که با تکنیک «برش و ترکیب» (همان تکنیکی که اهالی سیارهی «تلون» با آن جهانی کاملاً دیگرگونه ساختهاند) در یک جهان بینظم شکل گرفته است. مجموعهای به شدت شگفت از داستانهایی مستقل و در عین حال مرتبط که هر کدام ایدهای عجیب را دربارهی ساختار جهان مطرح میکند.
اجتماع نقیضین
نقد کتاب: اجتماع نقیضین ــ توصیف فلسفی بدیو از پولس چه مقصودی را دنبال میکند؟ «پولس = رخداد». کتاب بدیو قرار است به این پرسش از رهگذر پولس حواری پاسخ دهد: «چگونه باید ازنو نظریهای درباب سوژه بنیاد نهیم که هستی سوژه را تابع بُعد تصادفی رخداد و نیز تابع حدوث ناب کثرت وجود میسازد، آن هم بدون قربانی کردن مضمون آزادی؟» ایدۀ مخاطرهآمیزیست. آیا جمع «پولس» و «مضمون آزادی»، بیآنکه معنای یکی از آنها قلب شود (پل بشود ماتریالیست، یا آزادی بشود خلاصی انسان از مفهوم انسانیِ انسان) ممکن است؟
توی صورت کدام یکی، اول تف کنم؟
نقد کتاب: توی صورت کدام یکی، اول تف کنم؟ ــ کتاب تعهد اهل قلم فقط دربردارندهٔ مقالات سیاسی آلبر کامو نیست. در این کتاب که گردآورده و ترجمهٔ مصطفی رحیمی ـــ کاموی ایرانی ـــ است زیر و بم صدای سوختهٔ کامو پیداست: سارتر را خطاب کرده است. فرانکو را خطاب کرده است. استالینیستها را اهل تئاتر را پاپ را آدمیزاد را خطاب کرده است که «ای آدمیزاد، تو کدام را بیشتر میپسندی؟ آن را که میخواهد به نام آزادی نان تو را ببُرد، یا آن را که میخواهد در برابر دادن نان، آزادیات را بگیرد؟» و پاسخ دادهگرفته است: «توی صورت کدام یکی، اول تف کنم؟»
تظاهر در تظاهر
نقد کتاب: تظاهر در تظاهر ــ چه کسی غیر از یک نمایشنامهنویس چیرهدست میتواند اینگونه تظاهر را به تظاهر بیامیزد؟ هیچکس. یک افسر نازی را چه به این پیچیدگیها؟ صبر کنید. این افسر یک نمایشنامهنویس چیرهدست هم هست. همه چیز برای یک بیاعتمادی کامل فراهم است: این افسر واقعاً یک عاشق ناکام است که تظاهر میکند یک هیولاست یا برعکس؟ نمیدانیم. این رمان واقعاً اعترافات یک نویسندهی نظامی است که تظاهر میکند دروغ است یا برعکس؟ نمیدانیم. این معرفی کتاب دروغ است اما تظاهر میکند از نوشتههای درون یک کتاب سخن میگوید یا برعکس؟ احتمالاً این یکی را میتوانید بدانید: کتاب را که بخوانید متوجه خواهید شد.
بیخویشتنی فلسفی آقای مترجم
نقد کتاب: بیخویشتنی فلسفی آقای مترجم ــ چرا دریابندری که خود یادآور میشود «بیخودی» و «بیخویشتنی» در «عرفان ایرانی» مفاهیمی مثبتاند، مفهوم منفی الیناسیون را در فلسفۀ غرب بررسی میکند و عنوان کتابش را میگذارد «درد بیخویشتنی» که هردو جزئش در حافظۀ فارسی عمدتاً مثبت است؟ پاسخ را در کتاب «درد بیخویشتنی» نمییابیم. کتاب «درد بیخویشتنی» هم در معنای مثبت و هم در معنای منفی لفظ، خود «بیخویشتن» است و خواننده را درگیر همان بیخویشتنیای میکند که آقای مترجم در جستوجوی معنای آن میفلسفد.
کافکا: انسان خاکستری
نقد کتاب: کافکا: انسان خاکستری ــ حتا وقتی کتاب «کافکا در خاطرهها» را میخوانیم و میبینیم آنهمه آدم او را دیدهاند و با او مراوداتی داشتهاند، آن تصویر شبحگونه، بهغایت ذهنی، معذب، و بیگانه زدوده نمیشود؛ تقویت هم میشود شاید. همکارش در شرکت بیمه اینطور توصیفش میکند: «چهرهی خاکستری مردی لاغر و جوان و قدبلند با موهای سیاه پرپشت و خاص و چشمهای خاکستری متمایز» که «برای اطرافیانش مثل دُن کیشوت بود.» چرا تصویر کافکا رنگی نمیشود، همانطور که شاید بوده؟ «شاید» بوده۸۲۳۰; جذابیت کتاب «کافکا در خاطرهها» در این است: دست مردی گریزان را میگیرد میآورد به واقعیت زنجیرش میکند، اما تا میآید دربارهاش معرکه بگیرد، مرد مسخ میشود به هنرمند گرسنگی۸۲۳۰;
پمپئی ـــ بم
نقد کتاب: پمپئی ـــ بم ــ وقتی تمام ساکنان «سنپیر» زیر خاکستر آتشفشان دفن شدند، چطور با علائمی خفیف زندهماندنش را نشان داد؟ یک زندانی در سلولی انفرادی زنده مانده بود. وقتی ویرانکنندهٔ گرنیکا ــ ژنرال فرانکو ــ فقط ساختمانهایش را ازنو ساخت، چه چیز حیات گرنیکا را تضمین کرد؟ به تابلوی پیکاسو نگاه کنید. کتابها میگویند که وقتی پاریس و بعدها درسدن زیر بمباران بودند، کسانی داشتند در زیرزمینها طرحهای احیای شهر را در ذهن و بر روی کاغذ میآوردند. کسانی داشتند مرتعش از فرود هر بمب و هر موشک، ادامهٔ حیات شهر را بهپشتوانهٔ طرح و برنامه و رمان و فلسفه و شعر تضمین میکردند.
متافیزیک سیاسی
نقد کتاب: متافیزیک سیاسی ــ هستیشناسی برگسونی بیان دقیقی از یک سیاست رادیکال است، یعنی انقلاب بیپایان و مستمر. قدرت یا دیرند همواره چیزی بیشتر از تولیدات خود است. گذشته تنها با تغییرشکل، با دگردیسی، با انشعابات بدیع و نو، در اکنون تحقق و فعلیت مییابد. هیچ اکنونی، هیچ نظم مستقری، تمام قدرت برسازندهی هستی (گذشتهی ناب) را نمیتواند به پایان برساند. این قدرتی است که همواره بازمیگردد، در بازگشتی جاودان، تا همواره حقوقی جدید، صورتهای جدید زیستن، هستندگان جدید و زندگیهای بیسابقه خلق کند. دلوز برگسون را از تاریکخانههای تاریخ فلسفه بیرون میکشد تا از او یک متفکر سیاسی رادیکال بسازد.
زنازادهٔ زمان خویش بودن
نقد کتاب: زنازادهٔ زمان خویش بودن ــ «شکسپیر مانند جهان است و یا شبیه خود زندگی» و هر انسانی در هر دورهای میتواند به سطح و در ژرفای این متونِ بیزمان بنگرد و بازتاب زمانهٔ خود را در آن بجوید. یک حاصلْ اینکه دیگر از جنگ و جنایت بیانجام جهان جا نمیخورد و سرخورده نمیشود و صحنه را در پرتو تاریخی تماشا میکند که در سطراسطر نمایشنامهها ضبط است؛ آنجا که چهرهٔ ازلی ــ ابدی جنگ و جنایت سراپا عریان شده است.
طبیب دموکراسی
نقد کتاب: طبیب دموکراسی ــ توکویل در «دموکراسی در آمریکا» با مشاهدهی دقیق روندها و نهادهای دموکراتیکِ ایالات متحده و با برشمردن مزایا و معایب این رژیم که بهزعم او نمونهی اعلای دموکراسی بود، مدعی شد که برای تبیین این شرایط جدید به «علم جدید سیاست» نیازمندیم. او شورمندانه در برابر این یقین جزمی و خوشبینی افراطیِ جبرگرایانی که مدعی بودند با استقرار دموکراسی، آخرین سنگرهای جباریت نیز فتح شده و سرچشمههای آن خشک خواهد شد، ایستاد. توکویل پیروزی اصل برابری در شرایط جدید را پذیرفت اما به لطف تربیتِ آریستوکراتیک خود میدانست که انسانها نمیتوانند از حیث هوش و استعداد برابر باشند و این همان پاشنهی آشیلیست که انسانهای برابریخواه مدرن را ازدیدن ضعفهای دموکراسی بازمیدارد.