ارمغان پروست؟
نقد کتاب: ارمغان پروست؟ ــ چه چیز مسکوب را بدین اندیشه رهنمون شد که بگوید اگرچه شاهنامه از حیث آنکه حماسه و تاریخ است بازتاب زمان بیرونیست، اما میتوان، «بهظاهر متناقض»، آن را درونزا هم دانست؟ ارمغان مور هم تأویل شاهنامهست و هم خود به اثری ادبی تبدیل میشود که باید تأویل شود، و بیش از آنکه «تحقیق» در معنی باشد، «خلق» معنیست، گیرم نویسنده فروتنی به خرج داده تحفهاش را به مصداق سخن سعدی «تحفۀ مور» نامیده: «عیبم مکن و بدار معذور/ پای ملخیست تحفۀ مور».
در زمان خواهد آمد
نقد کتاب: در زمان خواهد آمد ــ [چه خوب که در مسافت ممکن است ما و اولیس جویسِ «بدیعی» به هم برسیم اما ایکاشکی پورسینا در سماع طبیعی (ترجمهی فروغی، طبع نشر نو سابق) مداقه میفرمود که اگر در مسافت برسیم و در زمان نرسیم نه زمان در مسافت بودهست نه مسافت در زمان و نه ما در مسافت و زمان بودهایم و نه مسافت و زمان در ما که یعنی: «از هستی که به نیستشدگی رفت همهکس او را هیچ میداند» و ما تا همینجاش هم هیچیم که رفت عمر در مسافت و پای فرسود در زمان و فارسیِ اولیس آن مرد نیامد که پیوندش بزنیم به فارسی فروغی و فکر پورسینا و چه میشد مگر که در این جغرافیای پوچ که ما بدان پرتاب شدهایم به وجود لختی در سکرات مسکرات کلامی زمانمان را لمحهای دوامی میبود و تاریخِ ما تاریخ بودِ ما میبود نه تاریخِ نبود ما؟ فصل ۱۷ اولیس به ترجمهی بدیعی داغی بر دل فارسیست. بر دل ما. دریا نزدیک، دیوارها بلند، و صدای نوازش امواج آرام از ساحلی که قدم زدن در آن ممنوع بود/ است.]
رؤیای فروید۸۲۳۰;
نقد کتاب: رؤیای فروید۸۲۳۰; ــ مگر میشود بدون خواندن چندبارهی این کتاب، چیزی از سیر فلسفه و داستان و نقد ادبی در قرن بیستم دانست؟ از لکان و دلوز و فوکو تا بارت و دریدا و بودریار، از لارنس و فاکنر و کامو، تا سارتر و سلینجر و هدایت، از سوررئالیسم تا پستمدرنیسم، از مکتب فرانکورت تا چپ نو، از دادائیسم تا پساساختارگرایی، همه بهنوعی رؤیاهای خود را از طریق این کتاب تفسیر کردهاند. فروید پیامبر قرن بیستم و «تفسیر خواب» کتاب مقدسش بود. قرنی که برای یهودیان بیشتر شبیه یک کابوس بود تا یک رؤیا۸۲۳۰;
سرانجام تن میدهیم، مشتاقانه
نقد کتاب: سرانجام تن میدهیم، مشتاقانه ــ خوانندهای که مختصر آشنایی با براین مگی دارد، چندان در بند ادبیت یگانه رمان این فلسفهدانِ مشهور نخواهد بود. او پیشاپیش مفروض میگیرد که از فیلسوف یا فلسفهدان حرفهای رمان به معنای دقیقِ کلمه توقع نمیرود. مگی از جنسِ کامو یا سارتر نیست که پیش و بیش از آنکه فیلسوف باشند، ادیب و داستاننویساند. او به سبب مصاحبههاش با متخصصان در باب فلاسفهی بزرگ و فلسفهی تحلیلی شناخته است؛ نیز به سبب تکنگاریهاش دربارهی پوپر و شوپنهاور و داستان/ سرگذشت فلسفهاش. دغدغهی اصلیِ او فلسفه است. اما، این آگاهی از لذت خواندن رمان او نمیکاهد. چرا؟ ماهیت لذتی که ممکن است از خواندن مواجهه با مرگ نصیب بریم، چیست؟
بدن، هرزهگویی، ضیافت
نقد کتاب: بدن، هرزهگویی، ضیافت ــ نویسندگان مجموعهمقالاتی که ملاحظه میفرمایید، هریک از منظری کاربست نظریهی باختین را در آثار شکسپیر پی گرفتهاند: نقش دلقکوار جک کِید در «هنری ششم، بخش دوم»، جوهرهی گروتسکوار مرگ کارناوالی در «رومئو و ژولیت»، فالستاف میخوارهی بیسروپای رند در نمایشنامههایی که در آنها ظاهر میشود، منطق کارناوالی «هملت»، و ملاحظات دیگر. مقالههایی عالمانه از دو منظر: کاربست عینی نظریه در تفسیر اثر، و ملاحظات شکسپیرشناسانه. شاید این نیز به خاطر خوانندهی فارسی خطور کند که نظریهی باختین در تفسیر فلان منظومه و رمان فارسی کاربستهایی تواند داشت و، برود و بجوید و راهی بگشاید.
همه میخواهند زنده بمانند
نقد کتاب: همه میخواهند زنده بمانند ــ شاید سیمون دوبووُآر را بیشتر فیلسوف و کمتر رماننویس بدانیم. زنی که آزادی را هم آزادانه تعریف کرد و زیست؛ حتی اگزیستانسیالیستتر از سارتر. با این همه، بعد از خواندن رمان «همه میمیرند» تراز ترازو در ذهنتان تغییر خواهد کرد و اگر کفهٔ رماننویسیاش سنگینتر از کفهٔ تفکر و زیست فلسفیاش نشود، دستکم همترازش خواهد شد.
مهدی سحابی، شوالیۀ مترجمان ایران، این رمان را به فارسی ترجمه کرده است. مترجمی که ترجمه برایش فرودآمدنگاه روح بیقرارش بود. روح سرکش او که در هنرهای دیگر چنان بیقرار بود، در ترجمه آرام گرفت، نشست و حاصلش کتابهای بسیاری شد که بدون همت او جایشان در زبان فارسی خالی بود. از جمله «همه میمیرند».
حق اشتباه کردن
نقد کتاب: حق اشتباه کردن ــ اردک وحشی را «هنریک ایبسن» نوشته است. هنریک ایبسن، این غول زیبای نروژی، با داستانی ساده و شیرین و با خلق شخصیتهایی عمیق و فضاسازی بینظیر، این افکار را در سر شما میاندازد. در نمایشنامۀ اردک وحشی، شما را از دل داستانی ساده، به اوج فاجعهای مرگبار میکشاند و مجبورتان میکند به «حقیقت» و «دروغ» از نو بیندیشید. و به «اندیشیدن» هم اساساً از نو بیندیشید.
گربهی ژاپنی
نقد کتاب: گربهی ژاپنی ــ اتفاقی نیست که سوسهکی در ردهی سیوسومِ صد شخصیتِ برترِ تاریخ از دید مردمِ ژاپن جای دارد. در نظرسنجیِ تلهویزیونِ ژاپن (۷ مِی ۲۰۰۶) هیچکدام از نامهای شناختهشده و بزرگِ رماننویسیِ ژاپنی رای نیاوردند. این نظرسنجی بهخوبی جایگاهِ سوسهکی را در افکار عمومیِ ژاپنیان نشان میدهد. شاید سبب این باشد که هیچ کس به دقت و هنرمندیِ او مقولهی هویتِ ژاپنی را واکاوی نکرده است. مضمونِ مکرر در ادبیاتِ ژاپنی نسبتِ سنت و مدرنیته است که پرسشی بنیادین را پیش میکشد: انسانِ ژاپنی کیست و چگونه میاندیشد؟ از رهگذرِ این پرسش است که پرسشِ دیگری نیز طرح افکنده میشود: انسانِ ژاپنی در گرانیگاهِ سنت و مدرنیته باید چه باشد یا چه شود؟ تکنیکها، فرمها و پاسخها در این باب به نزدِ هر نویسنده متفاوت است، اما روحِ حاکم یکیست، چراکه دغدغهیی یکسان در میان است، و سوسهکی شاخصترین داستاننویسِ ژاپنیست که این پرسشها را مطرح میکند و میکوشد بدانها پاسخ دهد.
مدرنیته
نقد کتاب: مدرنیته ــ کتاب بسیار خوشخوان و خوشترجمه و خوشدست جهان چگونه مدرن شد؟ گزارشیست نغز و پرکشش دربارهی چگونگی یافتن این کتاب، زندگی و آثار پوجوّ براچولینی و معاصران اومانیست او، فضای عمومی آرا و نظریات در آستانهی رنسانس، و البته تأثیری که درباب طبیعت چیزها بر آیندگان نهاد و به یک معنی موجد اندیشههایی شد که امروزه بدان اطلاق «مدرنیته» میکنیم.
اما این کتاب آشوببرانگیز، این منظومهی آب در خوابگه مورچگان افگنده، چه میگفت؟ نویسندهی کتاب جهان چگونه مدرن شد؟ یازده گزاره از این کتاب بیرون میکشد و چونان سرجمع آرای کتاب پیش مینهد. البته فراموش نمیکند که بر این نکته نیز صحه نهد که بهواقع، جز محتوای کتاب، فرم کتاب و ضرباهنگ کلمات و شکوه سخن لوکرتیوس نیز همسنگ معانی آن تأثیرگذرا بوده است. این یازده گزاره را در آن زمانه و آن فضا تصور کنیم تا دریابیم تأثیرِ دورانساز آن چه اندازه بوده است و چرا جنین تأثیری نهاده است.
Egzama
İranlı yazar Mojdeh Olfat’ın kaleme aldığı ۸۲۲۰;Egzama۸۲۲۱; adlı öykü, Solmaz Arzili tarafından Türkçeye çevrilerek ۸ Mart ۲۰۲۳ tarihinde Türkiye’deki çevrimiçi dergi Karnaval’da yayımlanmıştır.